گنجور

 
حکیم نزاری

هرگز نکنی به ما نگاهی

دادی ندهی به دادخواهی

تو برده به هر کرشمه جانی

ما سوخته عالمی به آهی

جز علّتِ دوستی ندارم

در گردنِ من چنین گناهی

الّا غمِ تو دگر مرادی

الّا درِ تو دگر پناهی

خورشیدِ رخِ ترا چه گونه

تشبیه کند کسی به ماهی

خورشید خجل شود اگر تو

دزدیده در او کنی نگاهی

دستِ تو و گردنِ نزاری

حیف است به هر سری کلاهی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

بر من بگذشت دی پگاهی

سروی و فرازِ سرو ماهی

زیبا بر و گردن و نغوله

آراسته کاکل و کلاهی

آشوبِ دلی هلاکِ جانی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
امیرخسرو دهلوی

ای آنکه تمام هم چو ماهی

با زلف چو چتر پادشاهی

مردم ز برای نقش و زلفت

از دیده برون کشد سیاهی

گر خط سیاه خود ببینی

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
ابن یمین

گفتیم خیال چون تو ماهی

بینیم بخواب گاهگاهی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه