گنجور

 
حکیم نزاری

خوی ترکان همه مایل به جفا و ستم است

آزمودیم بسی، ترک وفادار کم است

این بلایی ست نه ترکی ست به دنباله ی چشم

دل ز ما برد و گر جان بجهد مغتنم است

پیش او هم چو منی را چه محل باشد و قدر

خاصه ترکی که چنین معتبر و محتشم است

همچو من صد بکشد طره ی ترکم روزی

آخر آن سرزده زنگی بچگان را چه غم است

گر کند مملکت حسن مسلم چه عجب

ترک را دست ظفر بر عرب و بر عجم است

گر رخ ترک پری چهره موذن بیند

نیمه شب بانگ برآرد که مگر صبحدم است

گر چه هم صحبت عفریت غریب است پری

نسبت ترک و رقیبش به وجود و عدم است

ترک را عادت و خو غارت و قتل است ای یار

هر که با ترک رود ترک سر اول قدم است

راه پیمای نزاری اگرت حج باید

گل ستان حرم و خار مغیلان به هم است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ظهیر فاریابی

روز جشن عرب و وقت نشاط عجم است

شادزی گرچه فلک باعث اندوه و غم است

خویشتن رنجه مدار از قبل فقد مراد

می خور انگار که آن نیز وفا و کرم است

شاه انجم زکمین گاه افق بیرون تافت

[...]

اثیر اخسیکتی

الحق این جشن، نه جشن است که باغ ارم است

ارم از لطف مزاجش به وبا متهم است

نقش بند چمنش باد، ز چین لطف است

رنگریز ثمرش ماه ز چرخ کرم است

دامنش پر زر و سیم است که کان امل است

[...]

حکیم نزاری

یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است

که بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است

صحتش باد خدایا که دریغ است به رنج

نازنینی که چو او در همه آفاق کم است

محرمی نیست که از من ببرد مکتوبی

[...]

امیرخسرو دهلوی

یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است

زیر آن موی رخت از گل خندان چه کم است

چند گویی که مکن صورت جورم از چشم

مردم چشم تو خود صورت جور و ستم است

ما چو از زلف تو زنار ببستیم، اکنون

[...]

ابن یمین

آنکه دست و دل او مظهر جود و کرم است

وانکه در داد و دهش صد چو فریدون و جم است

قدوه و قبله شاهان جهان خواجه علی

یاور ملک عرب داور ملک عجم است

و آنکه تیغش بگه رزم ز خون دل خصم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه