من همان مستم و شوریده کز اوّل بودم
تا نبودم به تو مشغول معطّل بودم
گر بریدم ز تو بی تو به خطا معذورم
زان که موقوفِ محالاتِ مخیّل بودم
چشم اگر باز کنی باز شود از تو به تو
من اگر جز به تو دیدم به تو احول بودم
گر نبودم به رخت ناظر و حاضر به وجود
به خیالت به خیالت که مغفّل بودم
مردمان گر ز تو گویند که بودم خرسند
نه چنان است ولی معترفم بل بودم
من کی ام با تو و بی تو نتوانم بودن
در میان هم نتوان گفت مزلزل بودم
هرگز از حلقۀ عشّاق نبودم بیرون
بلکه در سلسلۀ عشق مسلسل بودم
دوش عشق آمد و در گوشِ نزاری می گفت
که ز مبدایِ ازل بر تو موکَّل بودم
گفتم آری من و تو هر دو ز یک معراجیم
تو به وحی آمدی و من ز تو مرسل بودم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال و دردهای عاشقانه سخنگو است. او به شدت مجذوب معشوق خود است و تا زمانی که به او فکر نکند، بیهدف و معطل است. شاعر احساس میکند اگر از معشوقش جدا شود، این در واقع به دلیل ناخواسته و اجتنابناپذیر است. او تأکید میکند که وجودش به معشوق وابسته است و اگر از او دور باشد، در حقیقت در خیال او زندگی میکند. همچنین شاعر اعتراف میکند که هرگز از حلقه عشق جدا نبوده و همواره در آن درگیر بوده است. با اشاره به عشق و الهام، او به یک ارتباط عمیق و معنوی بین خود و معشوقش اشاره میکند که از آغاز آفرینش وجود داشته است.
هوش مصنوعی: من همچنان که در ابتدا بودم، دچار شوق و بیتابی هستم و از وقتی که به تو فکر میکنم، در حالت بیتحرکی و رکود به سر میبرم.
هوش مصنوعی: اگر از تو جدا شوم، بیتردید اشتباه نمیکنم، چون به چیزی غیرممکن وابسته بودم که در خیال من وجود داشت.
هوش مصنوعی: اگر چشمت را باز کنی، متوجه میشوی که همه چیز به تو برمیگردد. اگر جز تو کسی را ببینم، نشان میدهد که در درک خود دچار اشتباه بودهام.
هوش مصنوعی: اگر به حضور تو نمیبودم و نظارهگر وجودت نبودم، تنها در خیال تو بودم و به خیال خودم غافل میماندم.
هوش مصنوعی: اگر مردم بگویند که از تو خرسندم، این چنین نیست. اما من اعتراف میکنم که واقعاً خرسند بودم.
هوش مصنوعی: من کیستم؟ با تو هستم و بدون تو نمیتوانم زندگی کنم. در میانه این شرایط نمیتوانم هیچ چیز بگویم؛ حالت من نااستوار است.
هوش مصنوعی: هرگز از جمع عاشقان جدا نشدم، بلکه همیشه در زنجیر عشق بودم و به آن پایبند ماندم.
هوش مصنوعی: دیشب عشق نزد نزار آمد و در گوش او گفت که از آغاز آفرینش، من به تو وابسته و مسئول بودهام.
هوش مصنوعی: من گفتم که من و تو هر دو از یک منبع بلندمرتبه هستیم. تو پیام الهی را دریافت کردی و من از تو پیام را گرفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد باد آنکه گلستان پر از گل بودم
زیب دامان و کنار از گل و سنبل بودم
جلوه گر تازه گلی هر طرفی زینت باغ
من نواسنج در آن باغ چو بلبل بودم
گاه بر گوش و دلم حلقه زگیسو میکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.