گنجور

 
حکیم نزاری

گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادق

نی شیخ بود زرق فروشیست منافق

و نیز به نسبت ببرد دلق مرقع

سودش نبود گر نبود عاشق صادق

بر خرقه ی تسلیم زن از سوزن اخلاص

یک رقعه ز پرکاله ی ارباب حقایق

گر بشنوی از من سخن و کار بداری

یک نکته ی شایسته ی بایسته ی لایق

با اهل صفا می خور هان تا نخوری می

الا به رخ فرخ اصحاب موافق

یک پرتو نورست چه لیلی و چه مجنون

یک ذره ظهور است چه عذرا و چه وامق

این جا که من و تو سر و دستار حرام است

و آن جا که همه اوست حلال است لواحق

در گردن تو ما و من توست علاقه

گر بر شکنی وارهی از کل علایق

خود واقعه ای نیست دگر جز تو در این راه

از خویش برون آی و برستی ز عوایق

محتاج کسی باش که محتاج نباشد

تقدیر برون است ز تدبیر خلایق

موسی نتوانست درآمد به ره خضر

عاقل نتواند که شود پس رو عاشق

دل سوخته می باش و به خون غرقه نزاری

کمتر نتوان بود درین ره ز شقایق

نعل فرس عشق ز پیشانی خود ساز

بر ذروه ی افلاک زن اوتاد سرادق

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

ای یافته اسلام به اقبال تو رونق

اعدای تو بر باطل و احباب تو بر حق

سعد فلک و مَحمِدَتِ خلق زمین است

از کنیت تو مُنشعِب از نام تو مُشتق

آنی تو که هر چند بجویند نیابند

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بنشست بجای پدر آن خواجه مطلق

و او از برآمد زفلک قد رجع الحق

آراسته شد صدر بصد حشمت و تمکین

وافروخته شد شرع بصد زینت و رونق

ای باهمه دلها چو روان گشته موافق

[...]

ابن یمین

لعل لب دلدار شرابیست فرحبخش

در میکده عشق

خواجوی کرمانی

شمیم باغ بهشتست یا نسیم عراق

که گشت زنده ز انفاس او دل مشتاق

برون ز خامه که او هم زبان بود ما را

که دستگیر تواند شد از سر اشفاق

ترا بقتل احبّا مؤاخذت نکنند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خواجوی کرمانی
ناصر بخارایی

ای چشم سیاه تو بلای دل عاشق

ای زلف پریشان تو مجموع خلایق

با عارض تو دل نبرد نام ریاحین

با چهرهٔ تو کس نبرد نام شقایق

اسرار لب لعل تو هرکس نشناسد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه