گنجور

 
حکیم نزاری

پیغام دوست راحت جان است و راح روح

هان تا طرب کنیم به شکرانه ی فتوح

بر یاد دوستان حقیقی شراب شوق

بر کف نهیم بر زده بر توبه ی نصوح

رغم مخالفان خفقان فوآد را

تسکین اضطراب دهیم از غذای روح

مست اند و نیست روی که هشیار وا شوند

آن ها که کرده اند ز بدو ازل صبوح

بر کف نهیم باده به کشتی و در رویم

مردانه وار هم چو نزاری به بحر نوح

 
 
 
زنده‌رود
حکیم نزاری

ساقی ز بامداد بیاور غذای روح

ماییم و هر دو عالم و توزیع یک صبوح

بر یاد دوستان حقیقی علی الخصوص

می بر طلوع صبح علی الله زهی فتوح

گویند رفت پنجه در شصت توبه کن

[...]

سیف فرغانی

زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست

یک کام از لب تو که صد جام از صبوح

ای پیک نامه ور زمن آن ماه را بگوی

فی جنب شمس غرتک البدر لا یلوح

واین خسته فراق ترا طرفه حالتیست

[...]

جامی

سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح

«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح

درکش می صبوح که ارباب ذوق را

هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح

از هر پیاله می که گشادم به آن دهان

[...]

ساغر کنگاوری

صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح

از ساغر صبوح طلب روح را فتوح

ان الرواح راح و ان الصباح لاح

ان النسیم هب و نشر الحمی یفوح

ساقی صبوح کو که نشاند خمار شب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه