هر چه در پیشانیم آویخت می
وز ترشح در کنارم ریخت خوی
آن زمان دفع خمارم می کند
می که بادا آفرین بر جان وی
چون خمارم بشکند در چشم من
هر دو یکسان می نماید نور و فی
گرد پای خمر خواهم کرد دور
هم چو گرد قطب دوران جدی
زاهدان بر خم بگشتندی ولی
نیست شان اصلی به حکم کل شی
خنب بر جان چشمه ی حیوان ماست
نی خضر از چشمه شد جاوید حی
از سفال کهنه صد اسرار غیب
با تو بنمایم چو سر جام می
با خرد گفتم بگویم سر جام
بانگ بر من زد چه خواهی گفت هی
هر که پیدا کرد اسرار نهان
بس پشیمانی که پیش آمد ز پی
می خور ای بابا می و انده مخور
تا کند طومار ننگ و نام طی
گر کنی باری به درد تیره کن
باده ی صافی دریغ آید به قی
دیر شد تا شد نزاری مست عشق
هیچ میدانی که از کی تا به کی
ور نمی دانی بگویم ز آن زمانک
داده اند از بدو کن جامی به وی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی تأثیرات شراب و عشق بر روح و جان انسان صحبت میکند. شاعر به زیباییها و ویژگیهای شراب اشاره میکند و میگوید که در زمان دیوانگی عشق، شراب میتواند انسان را از خمار رها کند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که زاهدان و پرهیزکاران هرچند به میپرستی میپردازند، اما حقیقت اصلی را نمیشناسند. با وجود درد و اندوه زندگی، شاعر توصیه میکند که از مینوشید و نگران نباشید، چرا که در این جهان از دست دادن چیزها ننگی ندارد. در نهایت، شاعر به قدرت و اسرار نهفته در شراب اشاره میکند و میگوید کسانی که به این اسرار پی میبرند، معمولاً پشیمان میشوند.
هوش مصنوعی: آنچه بر پیشانی ما نوشته شده است، مانند قطراتی که از ترشح کنارمان میریزد، به ما میچسبد و ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: در آن زمان، نوشیدنیای که مینوشم، حال خمارم را خوب میکند و بر جان آن شخص آفرین میگویم.
هوش مصنوعی: وقتی مست شوم، در دیدگانم نور و فیلتری که بر روی اشیاء میافتد، به یک اندازه جلوه میکند.
هوش مصنوعی: من میخواهم دور هم بنشینم و مانند گرداگرد یک قطب، دوستان را دور خود جمع کنم.
هوش مصنوعی: زاهدان همواره در مسیر پر پیچ و خم زندگی قدم میزنند، اما جایگاه واقعی آنها به خاطر قوانین کلی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زندگی ما به مانند چشمهای است که همیشه جاری است و از آن، حیات و سرزندگی میروید. نی خضر، که نمادی از جاودانگی و زندگی است، از این چشمه به وجود آمده و هیچگاه زوال پیدا نمیکند.
هوش مصنوعی: از سفال قدیمی میتوانم به تو حقایق و رازهای پنهان را نشان دهم، مانند زمانی که سر جام شراب را برمیدارم.
هوش مصنوعی: من با عقل و اندیشهام گفتم که چیزی بگویم، اما از درون پیامی به من رسید که چه میخواهی بگویی؟
هوش مصنوعی: هرکس که به رازهای پنهان دست یابد، پس از آن به خاطر آنچه رخ داده، به شدت پشیمان خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای بابا، نوشیدنی را بنوش و به اندوه فکر نکن تا مسألههای شرم و نامت را فراموش کنی.
هوش مصنوعی: اگر مدتی به مشکل و سختی روبرو شوی، نوشیدن شراب خالص و صاف برایت لذت بخش خواهد بود و از آن حسرت خواهی خورد.
هوش مصنوعی: عشق موجب شده که زمان زیادی را صرف کردهام و حالا دیره و من هنوز غرق در این احساس هستم. آیا میدانی از چه زمانی تا حالا در این حالت بودهام؟
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی، بگو تا برایت بگویم که از زمانی که به او جامی دادهاند، همه چیز تغییر کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
چون یکی خاشاک افگنده به کوی
گوش خاران را نیاز آید بدوی
چون مرا دیدی تو او را دیدهای
چون ورا دیدی تو دیدی مر مرا
تاج فرشست از تو بر فرق هدی
هست دنیا خاک پایت را فدی
ملک و دین را ، کافتخار هر دویی
یک ملک چون تو نبوده در هدی
فیض بحر از جود تو زاید ، چنانک
[...]
چون مرا دیدی تو او را دیدیی
چون ورا دیدی
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
گفت این که پرسد ای کاره لقا
باد پیوسته خدایم را بقا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.