گنجور

 
حکیم نزاری

اگر ز دوستی اوست خلق دشمن من

رواست گو همه عالم مباش جز دشمن

مواصلت نشود منقطع به خوف و خطر

مخالفت نکند معتقد به سرّ و علن

نشان دوستی دوستان صادق چیست

فدای حضرت جانان شدن به جان و به تن

اگر بدین که من آزادم از صلاح و فساد

ستون عرش بخواهد شکست گو بشکن

چه کرده ام که بزاری اهل معنی نیست

فکنده ام همه اغلال صورت از گردن

نه مشرکم همه از لاشریک له زنهار

بُد او یگانه و آن گه من و تو و تو و من

بدان که فایده از خویشتن شناسی چیست

همین که تو همه هیچی و هیچ لاف مزن

وصول وحدت و کثرت به هم معاذالله

من و تو شرک بود در برابر ذوالمن

تو هیچ منمای از خود که زیرکان دانند

که گنج را نبود جز به کنج ها مسکن

ضمیر من نه محل نتایج سوداست

که دختری ست چو مریم به روح آبستن

سفینه های نزاری کدام بحر عمیق

مرصّعات جواهر کدام دُرِّ عَدَن

غلام همت آنم که از کفی خاشاک

کم است در نظر رغبتش زمین و زمن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

فرو شکن تو مرا پشت و زلف بر مشکن

بزن تیغ دلم را ، بتیغ غمزه مزن

چو جهد سلسله کردی ز بهر بستن من

روا بود ، بزنخ بر مرا تو چاه مکن

بس آنکه روز رخ تو سیاه کردم روز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

خدای داند بهتر که چیست در دل من

ز بس جفای توای بیوفای عهدشکن

چو مهربانان در پیش من نهادی دل

نبرد و برد دلم جز به مهربانی ظن

همی ندانست این دل که دل سپردن تو

[...]

ازرقی هروی

ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن

هزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن

چه حلقه ای ؟ که معلق نهاد دام بلا

چه عنبری ؟ که معنبر نمود اصل فتن

گهی ز نافۀ مشکست ماه را زنجیر

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۵۳ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
قطران تبریزی

هوا همی بنکارد بحله روی چمن

صبا همی بطرازد بدر شاخ سمن

سمن شکفته فراز چمن چو روی صنم

بنفشه خفته بزیر سمن چو پشت شمن

زمین بخندد هر ساعتی چو چهره دوست

[...]

مشاهدهٔ ۱۸ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن

کزین برفت نشاط و از آن برفت وسن

چنان بگریم کم دشمنان ببخشایند

چو یادم آید از دوستان و اهل وطن

سحر شوم ز غم و پیرهن همی بدرم

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۴۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه