شب ها همه شب در انتظارم
تا دوست نظر کند به کارم
او حاضرِ وقت و من نبینم
او با من و من خبر ندارم
کس را غمِ روزگارِ من نیست
من خود سرِ این طمع نخارم
زین شور که در جهان فکندی
شوریده شده ست روزگارم
باید که به دوستان رسانم
عمری که به هرزه می گذرانم
زیرا که مهم تر از همه چیز
این است که باز می گزارم
گر پای نمی نهم درین راه
از دست بمی رود نگارم
هر چیز که با من است حالی
فی الجمله به دوست می سپارم
با هم نفسی به آخر الامر
آخر نفسی مگر برآرم
تیمار نمی برد خزانم
غم خوار نمی شود بهارم
هر سال همان که پار دادند
از هفت و شش و سه و چهارم
از پای دراوفتاد عقلم
از دست برفت اختیارم
گر دی بودم نزاری ام روز
بنگر به چه زاریانِ زارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و انتظار صحبت میکند. او شبها در انتظار توجه و نظرات دوستش است، اما احساس میکند که او را نمیبیند و غمهایش را کسی درک نمیکند. شاعر به شور و شوقی که در زندگیاش است اشاره میکند و بیان میکند که باید عمرش را که هدر میرود، به دوستانش منتقل کند. او متوجه میشود که اگر در این مسیر قدم نگذارد، عشقش را از دست خواهد داد. در نهایت، او از غمها و دردهای خود میگوید و اشاره دارد که بر خود میسوزد و به زاری و ناله رو آورده است.
هوش مصنوعی: شبها دائماً در انتظار هستم تا دوستم به کارهایم نگاهی بیندازد.
هوش مصنوعی: او در هر زمانی کنار من است، اما من نمیتوانم او را ببینم؛ او با من است، اما من از این موضوع بیخبرم.
هوش مصنوعی: هیچ کس به فکر غم و اندوه من نیست و من خودم هم به این آرزو چندانی نمیتوانم امید داشته باشم.
هوش مصنوعی: از این هیجانی که در دنیا ایجاد کردهای، روزگار من سرشار از آشفتگی و شیدایی شده است.
هوش مصنوعی: باید به دوستانم بگویم که عمرم را بیهوده سپری میکنم.
هوش مصنوعی: زیرا مهمتر از هر چیزی این است که دوباره میگذارم.
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر قدم نگذارم، معشوقم از دست خواهد رفت.
هوش مصنوعی: هر چیزی که با من است، در هر لحظهای به دوست میسپارم.
هوش مصنوعی: در نهایت، با همراهی یک نفر ممکن است به نقطهای برسم که نفس آخر را بکشم یا بتوانم خود را دوباره نجات دهم.
هوش مصنوعی: غم و دلتنگی من با آمدن فصل بهار بهبود نمییابد و درختان خزان نمیتوانند به من آرامش بدهند.
هوش مصنوعی: هر سال همانگونه که از سالهای قبل تعیین شده است، میگذرد و تکرار میشود.
هوش مصنوعی: عقل و هوش من به حدی تحت تاثیر قرار گرفت که توانایی تصمیمگیری و کنترل خود را از دست دادم.
هوش مصنوعی: اگر دیوانه بودم، امروز به حال و روزم نگاه کن که چقدر در عذاب و زحمت هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه این کبود طارم
پر گرد شده است باز و مغتم؟
زیرا که درو خزان به زر آب
بر دشت نبشت سبز مبرم
گشت آب پر از تم و کدر صاف
[...]
آمد رمضان بخیر مقدم
دیشب بسلام خان اعظم
جمشید زمان سکندر وقت
مقصود وجود نسل آدم
ای امر تو چون نفاذ تقدیر
[...]
مرداد مهست سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم
از گردون طبع خاک پر تف
وز باران چشم ابر پر نم
بر دشت لباسهای رو نیست
[...]
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
[...]
ای زرین نعل آهنین سم
ای سوسن گوش خیزران دم
ای باد صبا گرفته در گل
با آتش تو چو ساق هیزم
سیر تو به گرد خط ناورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.