گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

اگر از هر دو جهان برشکنی یک رویی

ورنه ای یار کجا با که سخن می گویی

هر چه در دوست شوی محو و در او مستغرق

این توان گفت از اویی نتوان گفت اویی

هر چه او نه ، که و چه کو و کجا، اوست همه

چون جز او نیست دگر پس تو که را می جویی

گر به تو بازنمایند تو را هیچ نه ای

از پیِ هیچیِ خود بیش چرا می پویی

در نمازی اگر از حرص و طمع آزادی

در بهشتی اگر آسوده دلْ و خوش خویی

پای بر گردنِ اکوان نه و از سدره برآی

دست شوی از دل و جان چند به گل سر شویی

پای در حلقه ی فقرت چو نزاری ندهند

تا تو در حلقه ی چوگانِ وساوس گویی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رستبه در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۸ نوشته:

بیت آخر
غلط: پای
درست: راه
منبع : دیوان چاپی نزاری از مظاهر مصفا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.