گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

تا در جهان پدید بود سرو قامتی

ما را ز عاشقی نبود استقامتی

مستیم تا به روزِ قیامت ز جام عشق

بل گر بود ز بعد ِ قیامت قیامتی

هم دوستان دهند به شفقت نصیحتم

هم دشمنان کنند به رغبت ملامتی

دی شحنه گفت رو به سلامت فرو نشین

تا بر نخیزد از تو به هر سو علامتی

گفتم که مردِ عاشق ازین پند فارغ است

کاندر بلایِ عشق نباشد سلامتی

گفتا غرامتت بستانم که عاشقی

گفتم نه صعب تر ز جدایی غرامتی

آن ها که از مجاهده ی عشق واقف اند

بهزین کنند در حق ِ عاشق کرامتی

فریاد کز ندیمی ِ نامحرمان ِ عشق

هر لحظه می‌رسد به نزاری ندامتی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رحیم غلامی در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۰ نوشته:

بهزین کنند در حق ِ عاشق کرامتی
لطفا بهزین را به به زین تغببر ذهید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.