به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را
که کرده اند مسخر عموم اردو را
مرا به خیره ملامت چی می کند بد گوی
چگونه دوست ندارند روی نیکو را
به سیل دیده ی من بنگرید اگر خواهید
که در عراق تفرج کنید آمو را
ندیده اند مگر روی آن بهشت آرای
جماعتی که صفت می کنند مینو را
به نقد وقت چو فردوس حاصل است امروز
چرا نه عیش کنم در بهشت با حورا
به غمزه یی دل و دینم چنان به هم بر زد
که چول کرد به کل هم دل هم اینجو را
فسون من چه زند پیش غمزه یی که کند
به یک کرشمه مسخر هزار جادو را
ز حسن او چه شود کم گر التفات کند
به چون منی و چه نقصان ز رشته لولو را
به بر فشاندن آستین و قهر رقیب
نزاریا مده از دست دامن او را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای یک معشوق میپردازد. شاعر از قدرت جاذبه و سحر آن معشوق سخن میگوید و میگوید که مردم چگونه تحت تاثیر زیبایی او قرار دارند. شاعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند و میپرسد چطور ممکن است کسی نتواند از زیباییهای معشوقهاش لذت ببرد. او از دلشکستگی و قهر پرده برمیدارد و با اشاره به قدرت غمزه و نگاه آن معشوق، میخواهد بگوید که چنین جاذبهای میتواند هر کسی را مسخر خود کند. در نهایت، او به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و آرزوی لذتبردن از آن را دارد.
هوش مصنوعی: زیر قوس دو ابروی او جادوگران وجود دارند که باعث شدهاند همه افراد را تحت تاثیر قرار دهند و مسحور کنند.
هوش مصنوعی: مرا به خاطر نادانیام سرزنش نکن، چه طور میتوانند کسانی که بدگوی هستند، چهرهی نیکو را دوست نداشته باشند؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهید در عراق گشت و گذاری داشته باشید، به اشکهای من نگاه کنید.
هوش مصنوعی: تنها کسانی که زیباییهای بهشت را دیدهاند، واقعاً میتوانند دربارهٔ صفات مینو سخن بگویند.
هوش مصنوعی: امروز که زمان بهشتی و عالی است، چرا از لذت و خوشی در این دنیا بهرهمند نشوم و با زیباییها و خوشیها همراه نباشم؟
هوش مصنوعی: به خاطر یک اشاره و ناز خاص، دل و ایمانم به هم ریخت و همه چیز در وجودم به هم پیوست.
هوش مصنوعی: من چه حریفی هستم در برابر ناز و کرشمه کسی که با یک اشاره میتواند هزار جادو را به راحتی تحت تأثیر قرار دهد؟
هوش مصنوعی: اگر او به زیباییاش توجه کند و به کسی مانند من نگاهی بیندازد، آیا زیباییاش کاسته میشود؟ یا آیا از ارزش و زیبایی مرواریدها کم میشود؟
هوش مصنوعی: یعنی: نباید به خاطر رقیب ضعیف و ناتوان، خود را به زحمت بیندازید و آستین بالا بزنید؛ زیرا ممکن است در نهایت دامن او را از دست بدهید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شه صدور و خداوند من شهاب الدین
توئی که محض وفائی مر این وفاجو را
به صدق دعوت در قحط سال جود و سخا
محل صدق و وفائی مر این دعاگو را
ز کوی لطف و به حکم کرم ز روی جواب
[...]
مگر صبا برساند سلام یارو را
وگرنه با که بگویم حکایت او را
چو اعتماد نمانده ست جهل باشد اگر
محل راز کنم دوستان بد گو را
نه یار با من و نه دل چگونه بی دل و یار
[...]
بس است تیغ تغافل من بلاجو را
مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را
کجاست جاذبه طالع سلیمانی؟
که آورد به سرای من آن پریرو را
چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز
[...]
جهان کهنه چو نو کرد عادت و خو را
به قبله ی عربی آورد عجم رو را
شفیع روز قیامت، محمد مرسل
که قبله گاه جهان کرده طاق ابرو را
شهی که کرده ز درویشی و تهیدستی
[...]
بهگلشنیکه دهم عرض شوخی او را
تحیرآینهٔ رنگ میکند بو را
خموشگشتم و اسرار عشق پنهان نیست
کسی چه چارهکند حیرت سخنگو را
سربریدههماینجا چوشمع بیخواباست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.