این چه ننگ است که آوردی باز
دست میگیر و ز پا می انداز
ننگ شد نام تو از بدعهدی
آشکارا مکن ای عاقل راز
بده انصاف و مکن بیدادی
ببُر از دشمن و با دوست بساز
که کند در غم تو این همه صبر
چون من از تو که کشد این همه ناز
تو و فارغ ز من و خوش در خواب
من و بیداری شبهای دراز
تشنهٔ سوخته در ماه صیام
چون بود منتظر بانگ نماز
من همه شب مترصّد تا کی
بر در از حلقه برآید آواز
چه کنم چاره همین دارم و بس
من و درگاه خداوند و نیاز
بندهای همچو نزاری دارد
ای اگر یار بود بنده نواز
زاریی دارد و نه زور و نه زر
گو درین بوته به زاری بگداز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق یک عاشق پرداخته که به خاطر عدم وفای محبوبش دچار اندوه و عذاب است. شاعر از ننگ بدعهدی محبوبش سخن میگوید و از او میخواهد که عدالت را برقرار کند و با دوستانش خوب رفتار کند. او با حسرت به شبهای بیداری و انتظار برای آمدن محبوبش اشاره میکند و در مقابل، محبوب در خواب خوشیهای خود غرق شده است. شاعر در نهایت به درگاه خداوند روی میآورد و از درد و زاری خود سخن میگوید، و به نوعی التماس میکند که اگر محبوبی برایش باشد، او را نوازش کند.
هوش مصنوعی: این چه رسوایی است که دوباره به سراغ من آمدهای، دستت را بردار و دیگر مرا به زمین نزن.
هوش مصنوعی: به خاطر عدم وفا و قول شکنیات، نام تو در دلها ننگین شده است. ای عاقل، این راز را برملا نکن.
هوش مصنوعی: به دیگران با انصاف رفتار کن و از ظلم پرهیز کن، با دوستان خود کنار بیا و دشمنی را کنار بگذار.
هوش مصنوعی: چرا کسی به اندازه من در غم تو صبر میکند و تحمل میکند؟ از تو که این همه لطافت و ناز را دارد، چه کسی میتواند اینقدر استقامت نشان دهد؟
هوش مصنوعی: تو در خواب شیرین خود غرق شدهای و من در بیخبریام دربارهٔ تو، در حالی که شبهای طولانی را میگذرانم.
هوش مصنوعی: تشنگی کسی که در ایام ماه رمضان روزه گرفته، چگونه است وقتی منتظر صدای اذان برای افطار است؟
هوش مصنوعی: من تمام شب در انتظار بودم که چه زمانی صدای کسی از در به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: چه کار کنم؟ جز این راهی ندارم. من تنها به درگاه خداوند و نیاز خودم متوسل شدهام.
هوش مصنوعی: اگر بندهای مثل نزاری باشد، ای دوست، در صورتی که یار تو باشد، او را نوازش کن و محبت کن.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به کسی است که از درد و رنج فراوانی رنج میبرد، اما نه قدرتی دارد و نه ثروتی. او باید با ناله و زاری به وضعیت خود اعتراف کند و تسلیم سرنوشتش شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابروی «نون » وی آن قبله راز
که کند دل ز وی آغاز نماز
بلبل از منبر گل نغمه نواز
قمری از سرو سهی زمزمه ساز
که ابوالقاسم طنبور نواز
در عراق آمده از ملک حجاز
خوانده بود این مَثل آن مایه ناز
که نکویی کن و در آب انداز
مرزش از صدمت دندان گراز
هر قدم کرده دهان گله باز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.