ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را
بر هم زن و در هم شکن هم صلح را هم جنگ را
بوّاب خلوت خانه را گویید زنهار ای فلان
در مجلس ما آمدن رخصت مده دل تنگ را
یار قلندر پیشه را شاید که اینجا ره دهی
چون حلقه بر در زن ولی اغیار بی فرهنگ را
شوخی و شنگی خوش بود از خوبرویان راستی
دارم قبول از جان و دل هم شوخ را هم شنگ را
تا هیچ می ماند ز تو لاف سبک روحی مزن
دعوی وحدت کی رسد موقوف نام و ننگ را
عزمی متین کن ای پسر از عقل ناقص برشکن
چون برشکستی همچو من بر دوش می کش چنگ را
چون دف دورویی تا به کی چون نای تا کی دم مزن
یک رو شو و خالی مدار از چنگ یک دم چنگ را
زنهار می گیرد دلم زان آب می ریزم برو
هم صیقل می می برد آیینه ی دل زنگ را
بر نقطه ی خم روز و شب دوران کنم پرگارسان
چندان که در چنگ آورم از رشک، هفت اورنگ را
هان ای نزاری محو شو در دوست وز خود برشکن
وز شاهد دنیای دون دیگر مخر نیرنگ را
شیرین ز وحدت گر شدی ناظر به حال عشق او
از راه خود برداشتی فرهاد مسکین سنگ را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به شادی و سرور دارد و به دوری از تنگنظری و جنگ و جدل اشاره میکند. شاعر از ساقی میخواهد که شراب آتشین را بیاورد تا بر دوش دلهای تنگ و ناراحت شکافند. او به اهمیت دوستی و محبت اشاره کرده و ضمن تشویق به خوشگذرانی، هشدار میدهد که نباید به لافزنی و نام و ننگ پرداخته شود. شاعر همچنین به لزوم تقویت روح و ذهن اشاره دارد و از دقت در انتخاب دوستان درست صحبت میکند. در نهایت، او به عشق و محبت واقعی تأکید میکند و از افکار منفی و دنیای فریبنده میرهاند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، از صبح زود آن نوشیدنی آتشین را بیاور و آن را به هم بریز و بشکن؛ هم صلح و هم جنگ را.
هوش مصنوعی: نگهبان درب خلوت خانه به کسی هشدار میدهد که اجازه ندهد فردی با دل تنگ و نگران وارد مجلس شود.
هوش مصنوعی: شاید بتوانی به دوست صمیمی و رفیقی که زندگیاش را در راه معنویات سپری کرده، راهی برای ورود به اینجا نشان بدهی، اما به کسانی که بیفرهنگ و بیمعلومات هستند، راهی نده.
هوش مصنوعی: خوشگذرانی و شادی با زیبایانی که واقعی هستند، برایم دلپذیر و قابل قبول است. از صمیم قلب هم به شوخی و هم به شادی اهمیت میدهم.
هوش مصنوعی: با هیچ چیز از تو باقی نمیماند، پس از ادعای بیپایه و سبکی روح دوری کن. ادعای وحدت کی میتواند به وعدهها و افتخارات دنیوی وابسته باشد؟
هوش مصنوعی: ای پسر، با ارادهای محکم تصمیم بگیر و از افکار ناقص خود رها شو. وقتی از این افکار آزاد شدی، مانند من بار سنگینی را که بر دوش داری، به دوش بکش.
هوش مصنوعی: تا کی باید با دو چهره زندگی کنی؟ مانند نای، تا کی دم زنی؟ یک بار راست و صادق باش و خودت را خالی نکن. یک لحظه دستت را از چنگال حقیقت رها نکن.
هوش مصنوعی: دل من بابت چیزی نگران است و برای همین از آن آب میریزم تا تمیز شود. این کار مثل صیقل دادن آیینهای است که بر روی دل نشسته و زنگار گرفته است.
هوش مصنوعی: در میانه روز و شب، مثل یک پرگار میچرخم و تلاش میکنم که به قدری دستاورد داشته باشم که بتوانم هفت رنگ را از حسادت به دست آورم.
هوش مصنوعی: ای نزاری، خود را در محبت دوست ذوب کن و از خود رهایی یاب. به تماشای دنیا و فریبهای آن توجه نکن و از آن دوری کن.
هوش مصنوعی: اگر با شیرینی وحدت آشنا شوی، در آن صورت وضعیت عشق او را خواهی دید و از مسیری که در پیش گرفتهای، فرهاد بیچاره را که سنگ را برداشت، دور کردهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را
در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را
جام صبوحی نوش کن قول مغنّی گوش کن
درکش می و خاموش کن فرهنگ بی فرهنگ را
عامان کالانعام را در کنج خلوت ره مده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.