کسی از تو مرا می دهد به وصل بشارت
به مژده می دهمش گر کند به دیده اشارت
گرم عقوبت صد خون ناحق است به گردن
عذاب روز فراقت کفایت است کفارت
به یورت گاه تو تا کوچ کرده اند از این جا
هزار بار به روزی برفته ام به زیارت
نظر به جانب ما کن بیا که همت درویش
اثر کند به ضعیفان مبین به چشم حقارت
وجود هر که زبان در تو می کشند نپذیرند
اگر وضو کند از کوثرِ بهشت و طهارت
تو را به هرچه کنی سر نهاده ایم و مرادت
مسلّم است که صاحب ولایتی و امارت
بگوی گر همه تلخ است کز تو فحش نباشد
بدان دهان شکر خنده ی لطیف عبارت
به روزگار خراسان ِ خاطرم نپذیرد
خرابییی که عراق فراق کرد عمارت
حساب هجر نکردم طمع به وصل نهادم
زیان بحر ندیدم ز حرص سود تجارت
به کدیه گر شکری میشود فتوحم از آن لب
چه جای سلطنت مصر پیش اهل بصارت
به این تحمل و طاقت نزاریا که تو داری
سفر مکن دگر ار زنده وارسی به دیارت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد فراق اشاره دارد. شاعر از شخصی که به او خبر وصال میدهد، تشکر میکند و به او مژده میدهد که اگر به او اشارهای کند، دلش شاد میشود. او از عذابهای ناشی از جدایی میگوید و تأکید میکند که صبرش در برابر درد فراق به او اجازه نمیدهد که احساسات خود را مدیریت کند. همچنین، شاعر به ارادت و احترام خود نسبت به معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که نگاهی به او بیفکند و از محبت خود دریغ نکند. او در نهایت به دشواریهای زندگی و حسرتهای گذشته میپردازد و از معشوق میخواهد که دیگر به مسیری نرود که منجر به درد و رنج شود.
هوش مصنوعی: کسی به من از تو خبر میدهد که به وصال تو بشارت میدهد. اگر او با نگاهی اشاره کند، من نیز به او مژده میدهم.
هوش مصنوعی: عذاب و مجازات ناشی از خونهای ناحق بر دوش کسی است، اما درد و رنج جدایی از تو کافی است برای جبران آن.
هوش مصنوعی: به خانه تو چندین بار برای زیارت رفتهام، حتی وقتی که از این جا کوچ کرده بودند.
هوش مصنوعی: به ما نگاهی بینداز و بیا، زیرا توجه تو میتواند بر زندگی ما تأثیر بگذارد. به ضعفا و نیازمندان نباید با نگاهی تحقیرآمیز نگاه کرد.
هوش مصنوعی: هرکس که در برابر تو زبان به انتقاد و سخن دراز کند، حتی اگر خود را با بهترین شیوهها پاکسازی کند و از بهشت نیز برکت بگیرد، او را نباید پذیرفت.
هوش مصنوعی: ما به هر چیزی که تو بخواهی تسلیم شدهایم و کاملاً معلوم است که تو صاحب قدرت و اختیار هستی.
هوش مصنوعی: بگو اگر همه چیز تلخ است، از زبان تو نباید بدی بشنوم، زیرا لبخند شیرین تو مانند شکر است.
هوش مصنوعی: در دوران خراسان، خاطرم نمیتواند خرابیهایی را به خاطر بیاورد که جدایی از عراق به بار آورد.
هوش مصنوعی: در جدایی محاسبهای نکردم و به وصال امید داشتم. از زیانهای دریا چیزی ندیدم و به خاطر حرص و طمع در تجارت، ضرر نکردم.
هوش مصنوعی: اگر لبهایش مانند شکر شیرین باشد، پس چه نیازی به سلطنت مصر دارد در برابر دیدگان کسانی که بصیرت دارند؟
هوش مصنوعی: با این وضع ناتوانی که داری، دیگر سفر نکن. اگر زنده بمانی و به خانهات برگردی، چه فایدهای خواهد داشت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
چو آورم نچشد کام شهد غیر مرارت
فزون ز مژدهٔ وصل است خرمی تو قاصد
مگر به سوی من آری ز مرگ غیر بشارت
علاج گریه ی من زآن نمیکنی تو که دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.