ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
خون کرده ناف آهو در تبّت از کُلاله
ای پرتوِ تجلی یعنی صفات پاکی
در سینه ی تو پیدا چون باده در پیاله
نادر بود در انسان جسمی بدین شریفی
کز آدمی نزاید زین خوبتر سُلاله
هر بامداد از در بازآیدش جوانی
رویِ تو گر ببیند پیرِ هزار ساله
مه کوثر و مه طوبا من با تو در بهشتم
آن وعده نیست مهمل وین شد نخست حاله
صبرم به پیش عشقت چندان محل ندارد
کز آستینِ حیلت بیرون کند قباله
مردِ غمت نبودم زیرا که وقت کوشش
مشکل به کار آرد هر مرغ از این نواله
با سینه ی پر آتش در کوره ی فراقت
تا کی شود سِرشکم افسرده همچو ژاله
وقتی اگر بنالد از دردِ دل نزاری
شاید که دردمندان زاری کنند و ناله
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جاذبه معشوق اشاره دارد و با تصاویری شاعرانه، از خواص و ویژگیهای او سخن میگوید. شاعر به توصیف چهره معشوق میپردازد و آن را همچون گل لاله و خون آهو توصیف میکند. او از تجلی صفات پاک معشوق در وجودش صحبت میکند و میگوید که چنین انسانی نادر و بینظیر است. همچنین، به جوانی و حیات دوبارهای که عشق معشوق به همراه دارد، اشاره میکند و جایگاه معشوق را در بهشت و در جوار خود میبیند. شاعر از درد جدایی و مشکلات عشق نیز میگوید و به سختی و عمق احساساتش اشاره میکند که در برابر عشق، صبرش کم میآید و غم او به حدی است که ممکن است دیگران نیز از درد او متاثر شوند.
هوش مصنوعی: ای که با زیباییات گلهای لاله را به حسادت واداشتهای، مانند اینکه از عارض تو سرخ شدهاند و در دشتها، دل آهو نیز به خاطر زیباییات، به شدت میتپد.
هوش مصنوعی: ای روشنی و نمایانگر صفات پاک و نیکو، در وجود تو این ویژگیها به وضوح آشکار است، همچنان که بادهای درون پیاله خود را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: در میان انسانها، بسیار نادر است که بدنی به این شرافت و بزرگی وجود داشته باشد که از آدمی خوبتر و ارزشمندتر زاده شده باشد.
هوش مصنوعی: هر صبح، جوانی در میآید و اگر چهره تو را ببیند، نه تنها به خاطر زیبایی تو، بلکه حتی پیرمردی که هزار سال سن دارد نیز جوان میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن حالتی از بهشت است؛ جایی که زیبایی و نعمتهای خاصی وجود دارد. شخص گوینده با بیان اینکه در این مکان با معشوقش خواهد بود، حس شگفتانگیز محبت و وعدههای شیرین را به تصویر میکشد. این وعدهها نه تنها واقعی هستند، بلکه نوعی احساسات عمیق و تجربههای معنوی را شامل میشوند که فراتر از کلمات و توصیفهاست.
هوش مصنوعی: تحمل من در برابر عشق تو دیگر جایی ندارد، چرا که این عشق میتواند از چنگال نیرنگها و ترفندهای تو آزاد شود و خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: من برای غم تو مردی نبودم، چون در زمان تلاش، هر پرندهای باید با دقت و احتیاط از این نان بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: با دل پر از آتش و در آتش دوری تو، تا کی باید اشکهایم به مانند شبنم پژمرده و بیجان باشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی از درد و اندوهش فریاد بزند، ممکن است دیگران که دردمند هستند نیز به خاطر او از دل خود ناله کنند و همدردی نشان دهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
بی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان
تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم
[...]
از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
آن دلبرم درآمد در کف یکی پیاله
افکند در سر من آنچ از سرم برآرد
نو کرد عشق ما را باده هزارساله
میگشت دین و کیشم من مست وقت خویشم
[...]
دل جفت درد و غم شد زان دیلمی کلاله
گل را قبول کم شد زان روی همچو لاله
بس غصه داد و رنجم،زان منزل سپنجم
ماه چهارده شب، حور دو هفت ساله
زان زلف همچو زندان، تابنده در دندان
[...]
ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله
از جام لاله میگون گشته ست غنچه را لب
یا خود به زخم دندان در خون گرفته ژاله
هر دم ز دفتر گل خواند به باغ بلبل
[...]
گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
بی می چه نشأئه خیزد؟ از دیدن پیاله
من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان
کو همدمی که گویم درد هزار ساله؟
تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.