هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج
لایق دار انا الحق نبود هر حلاّج
بی خود از خانه برون آی که نتوانی کرد
با خود آنجا که کنند اهل قیامت معراج
از حجاب خودی خویش برون آی و مکش
در سر عجز به دست من و ما بیش دواج
کی تواند به کف آورد ز معدن اصداف
آن که خوفش بود از قلزم و بیم از امواج
دوستی می کند از روزن اخلاص ظهور
راست چون باده گل رنگ ز اطراف زجاج
سینه بی معرفت خاص نباشد روشن
خانه تاریک بود بی اثر از نور سراج
هم چو بهلول ز دیوانگی از عقل ببُر
مثل است اینکه خرابی بود ایمن ز خراج
راه نا رفته به مقصد نتوان کرد نزول
حج بنگزارده هرگز نتوان بود از حاج
هیچ جمعیتی از مشغله حاصل نشود
خانه آن به که برافکنده نهد در تاراج
تا تو مستغرق اصنام خیالی چه عجب
حجر الاسود اگر بازندانی از عاج
پسرو آل نبی باش که ذریت اوست
غایت مقصد و زنهار مگرد از منهاج
تا شود فطرت ما ظاهر و آید در فعل
حکمت این است وگرنه غرض از ازواج
ای نزاری چه کنی بیهده گفتن عادت
مدت عمر مکن در سر تشنیع و لجاج
دل قوی دار و به تسلیم و رضا تن در ده
تا نباشی به کسی هم چو خود آخر محتاج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مسائلی چون خودشناسی، ایمان و معنویت اشاره دارد. شاعر به گدایی که بر خود نمیتواند تاجی بنهد، میگوید که نباید از خودی که او را محدود کرده، بیرون بیاید. او تأکید میکند که باید از خیالات فریبنده ی خود رها شود و بر معرفت و اخلاص تمرکز کند. همچنین، او به اهمیت دوستی و تلاش برای رسیدن به حقیقت اشاره دارد و میگوید که فردی که درگیر مشغلات دنیوی است، نمیتواند به هدف اصلی خود برسد. در نهایت، شاعر از سادگی و اطمینان به سرنوشت صحبت میکند و توصیه میکند که از راههای نادرست خودداری کرده و دل را به تسلیم و رضا باز کند تا به حقیقت نزدیک شود و از دیگران مستقل باشد.
هوش مصنوعی: هر گدایی را این توانایی نیست که چیزی را بر سر تاج کسی که شایستهاش است بگذارد، پس آنکه در مقام و موقعیت حلاج باشد، در حقیقت، از حقیقت و ارزش برخوردار نیست.
هوش مصنوعی: از منزل بیرون بیا و بیخود کن! زیرا نمیتوانی در جایی که اهل قیامت در آنجا قرار میگیرند، با خودت کار کنی.
هوش مصنوعی: از محدودیتهای خود بیرون بیا و از احساس ناتوانی دور شو؛ نگذار که ما را به این ضعف بکشاند.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند جواهری از اعماق دریا به دست آورد، در حالی که از عمق دریا میترسد و از امواج آن وحشت دارد؟
هوش مصنوعی: دوستی از دل پاک و خالصانه بیرون میآید، مانند بادهای که به رنگ گل از شیشهای خاص نمایان میشود.
هوش مصنوعی: سینهای که معرفت نداشته باشد، مانند خانهای تاریک است که بدون نور چراغ، هیچ تأثیری ندارد.
هوش مصنوعی: مانند بهلول که از دیوانگی خود را از عقل جدا کرده است، این مثال نشان میدهد که کسی که در خرابکاری باشد، از پرداخت مالیات در امان است.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدف خود، هیچ گاه نمیتوان راهی را که هنوز نرفتهای طی کرد. همچنین، کسی که در راه انجام مناسک حج به درستی عمل نکرده و خانقاه را ترک کرده است، هرگز نمیتواند به صف حاجیان بپیوندند.
هوش مصنوعی: هیچ گروهی از مشغلهها و کارهای سخت به نتیجه نمیرسد، بهتر است که خانهای را که خراب شده با دقت و تدبیر دوباره بنا کنیم تا از خطرات و نابودی در امان بمانیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که غرق در افکار و خیالات خود هستی، هیچ جای تعجبی ندارد که سنگ سیاه هم از عاج ساخته شود و در بند باشد.
هوش مصنوعی: پسر باید از نسل پیامبر باشد، زیرا که نسل او هدف نهایی است و از راه و روش آن دور نشوید.
هوش مصنوعی: برای آنکه فطرت ما نمایان شود و حکمت در عمل خود را نشان دهد، این شیوه است وگرنه هدف از ازدواج چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: ای نزار، چه فایدهای دارد که بیجهت صحبت کنی؟ عادت نکردهای که طول زندگیات را در تهمت و دشمنی خرج کنی.
هوش مصنوعی: دل را محکم کن و به قبول تقدیر رضایت بده تا مثل دیگران به کسی نیازمند نباشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملک بخشی که ز سلطان فلک گیرد باج
لقب اشرف او بر سر دین آمد تاج
گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج
نوش کن شربت ماء العنب از جام زجاج
ساقیا دردسری می دهدم رنج خمار
باده پیما که به یک جرعه بسازیم علاج
بر بناگوش تو آن خال سیه دانی چیست؟
[...]
آن که درد همه کس رابه تو فرمود علاج
ساخت پیش از همه ما را به علاجت محتاج
آن که مفتاح در گنج شفا دارد به تو
خانهٔ صحت من کرد به حکمت تاراج
حکمت این بود که مثل تو مسیحا نفسی
[...]
این چه نام است کزو سکه دین یافت رواج
شد ازو مملکت کفر و ظلالت تاراج
بندگانش همگی خرقه صد پاره به بر
پای بر تارک گردون و در آزرم ز تاج
بر رخ قلزم امکان و وجوب ار نشدی
[...]
جشن اضحی شد و برطوف حرم کوشش حاج
ما و دیدارخلیلی که حرم هم محتاج
ما خداجو زحرم حاج حرم جو زخدا
بنگر ای خواجه بود صرفه بمایا با حاج
گر خلیل دل رندان بحرم بنهد تخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.