من ز می کی توبه کردم این چه بهتان است هی
توبه و من حاش لله توبه کی کردم ز می
ساقیا برخیز و آبِ معنوی در جام ریز
دیگران را تن به جان زندهست و ما را جان به وی
پادشاه و ملک و درویش و قناعت ما و عشق
گفتهاند آری که هم با اصل گردد کُلّ شی
چون کنم از صحبتِ اهلِ دل آخر احتراز
با که پیوندم کزیشان بگسلم با اهلِ غی
حاش لله توبه بر من کی توان بستن به زور
خیره کی هم صحبتِ آتش تواند بود نی
ظلِّ طوبا سایة خُمّ است و در خم آفتاب
من ز بهر آفتاب افتاده در پایش چو فی
آفتاب از رشک خورشیدِ قدح گیرد عرَق
همچنان کز قطره ی شبنم عذارِ لاله خَوی
از صفایِ جوهرِ می کشف میشد سرِّ غیب
این همه آوازه در دنیا فتاد از جامِ کی
محتسب گوید مرو بی ره نزاری گردِ شهر
احمق بیهوده گوی اینجا غلط کردهست پی
از پی تحصیلِ می دم دم بگردم دربه در
همچو مجنون در هوایِ وصل لیلی حی به حی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از توبهای که ادعا میشود کرده است، سخن میگوید و به آن اعتراض میکند. او به ساقی دستور میدهد که آب معنوی را در جام بریزد و بیان میکند که عشق و قناعت همه انسانها را به هم پیوند میزند. شاعر از بحث با اهل دل بازنمیماند و اعتراف میکند که نمیتواند از مجالس آنها دوری کند. او تأکید میکند که توبهاش به زور نمیتواند بسته شود و در پایان به زیباییهای می و عشق اشاره میکند. شاعر در نهایت به احساساتی شبیه به جنون در جستجوی وصال معشوق اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب به خودم نهی کردهام، اما این چه اتهامی است که به من میزنید؟ ای کاش بدانید که من هرگز از شراب دوری نکردهام.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بپا و شراب معنوی را در جام بریز. دیگران روحشان زنده است و ما تنها به واسطه او زندهایم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که حتی پادشاهان، ملکها و درویشان نیز بر این نکته توافق دارند که قناعت و عشق میتواند همه چیز را به یک اصل و بنیاد واحد برساند. به نوعی، همه افرادی با طبقات مختلف اجتماعی به این مفهوم اعتقاد دارند که با داشتن قناعت و عشق، میتوان به یک وحدت معنوی و انسانی دست یافت.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از گفتگو با افراد با دل و احساس دوری کنم، در حالی که من با چه کسی ارتباط برقرار کنم که از چنین افرادی جدا شوم، در حالی که آنها از جمع کسانی هستند که به دنیا و ظواهر اهمیت میدهند؟
هوش مصنوعی: به هیچ وجه نمیتوانم توبهای بکنم که بر من سنگینی کند. چگونه میتوانم با آتش دوست شوم و همصحبت آن گردم؟
هوش مصنوعی: سایهی درخت طوبا مانند سایهی یک خم میباشد و در زیر این خم، آفتاب من، به خاطر تابش آفتاب، به زیر پای او افتاده است. مانند فیل که در زیر سایهای عظیم پنهان شده است.
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر زیبایی و درخشندگی خود، از آفتاب حسادت میکند و همچنان که قطرات شبنم بر گلبرگهای لاله نشستهاند، زیبایی خاصی را به آن میبخشند.
هوش مصنوعی: از پاکی و خلوص شأنِ می، راز و رمزی در این دنیا نمایان شده که این همه شهرت و آوازه به خاطر جامِ کی به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: دیندار میگوید که به اینجا نرو، در حالی که مثل احمقها در شهر میچرخند و بیخود سخن میگویند. او میگوید که اینجا جای درستی نیست و اشتباه آمدهای.
هوش مصنوعی: به دنبال به دست آوردن شراب، پیوسته در در و دیوار میگردم، مانند مجنون که در آرزوی وصال لیلی در حال شوق و ذوق است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جز به مادندر نماند این جهان گربهروی
با پسندر کینه دارد همچو بادختندرا
جز بمادندر نماند این جهان کینه جوی
با پسندر کینه دارد همچو با دختند را
گاه توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی
کز هجی بینم زیان و از مدایح سود نی
گر خسیسانرا هجی گویی، بلی باشد مدیح
گر بخیلانرا مدیح آری، بلی باشد هجی
روزگاری پیشمان آمد، بدین صنعت همی
[...]
روز کوشیدن زمین از دست او گردد تهی
روز بخشیدن زمان از دست او خواهد فرار کذا
ای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو
چون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی
پیش قدرت پشت گردون از تواضع داده خم
نزد رایت روی خورشید از خجالت کرده خوی
سرو آزاد ار قبول بندگی یابد ز تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.