گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

کس نمی دانم که پیغامی برد

یک قدم با ما به یاری بسپرد

بندگی ها عرضه دارد و آن گهی

از دل آ [ رامم ] سلامی آورد

تا به وصلم کی مجالی می دهد

باز پرسد روی و راهی بنگرد

الله الله غفلتِ بی اختیار

بر من از بی التفاتی نشمرد

زاریی می آورد از من به دوست

مرغ اگر بالایِ بامش می پرد

خدمتی می آورد با اشتیاق

گر برو بادِ سحر گه بگذرد

دفعِ سودا را نزاری تا به کی

خونِ جان با آبِ رز برهم خورد

در تعجّب مانده ام تا هیچ کس

دشمنِ جان چون نزاری پرورد

هم گران باشد اگر او را کسی

از غمِ دنیا به یک جو واخَرَد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
منبع اولیه: منبع نزاری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.