تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
از دست غم هم اوست که وا می خرد مرا
یک دم به خوش دلی نزدم تا مکابره
زهد و ورع شدند حجاب خرد مرا
باشد کزین مشقت شاقم دهد خلاص
کو مشفقی که شقه به هم بر درد مرا
ساقی مگر به مصقله جام غم زده ای
زنگار زهد خشک ز دل بسترد مرا
زیرِ گِل از عظام رمیم آید الغیاث
بالای خاک بر سر اگر بگذرد مرا
بی احتراق آتشِ می از دبور دی
خون در عروق هم چو جگر بفسرد مرا
آه از ندامت آه که حرمان روزگار
هر شب هزار بار به جان آورد مرا
هرگز گمان که برد که صیّاد اعتبار
بر راه توبه دام بلا گسترد مرا
بر دست او ز توبه کنم توبۀ نصوح
این بار اگر پیاده به قاضی برد مرا
بر من زبان دراز شوند اهل اعتراض
گر محتسب به چشم رضا بنگرد مرا
آخر نزاریا نکنی با خود این قیاس
کآخر زمانه به هر چه می پرورد مرا
وقعت چو بشکنند نگویی که بعد از این
دیگر کس دگر به کسی نشمرد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و درد دل خود اشاره میکند و از مشقتهایی که در زندگی تجربه کرده میگوید. او احساس میکند که تا وقتی که می نداشته باشد، غم و اندوه او را میخورد. در جستجوی راحتی و رهایی از این غمها، از ساقی میخواهد که با نوشیدنی خود زهد و ریاضت را از دلش بیرون کند. همچنین به ندامت و حسرتهای خود در طول زندگی اشاره میکند و میگوید که هر شب جانش را به خاطر این حسرتها به سختی میگذراند. شاعر در نهایت به خطراتی که بر سر توبهاش وجود دارد و بر داوری اهل نظر اشاره میکند و از خداوند درخواست میکند که او را در این راه یاری کند تا بتواند از این وضعیت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مشغول نوشیدن نیستم، غم دل به شدت آزارم میدهد و همان غم است که مرا دچار دردسر میکند.
هوش مصنوعی: لحظهای به خوشحالی و شادی نپرداختم تا آنکه مسائل زهد و پرهیزکاری، مانع فهم و درک صحیح من شدند.
هوش مصنوعی: امیدوارم که از این درد و رنج نجاتم دهد. کجا کسی هست که با محبتش بتواند این درد را از من برطرف کند؟
هوش مصنوعی: ای ساقی، آیا به من جامی از غم نوشاندی که بتواند زنگارهای زهد خشک و بیمزه را از دل من بزداید؟
هوش مصنوعی: اگر از زیر خاک و گِل هم بگذرم، فریاد یاوریم به گوش میرسد. اگر بر سرم خاک بگذارد، صدای کمکخواهیام به بلندای زمین خواهد رسید.
هوش مصنوعی: آتش شراب بدون احتراق در بدن من از شدت درد و دلسوختگی به شدت میسوزاند و مانند خون در رگهایم به جوش آمده و حالتی مثل پختگی جگرم را به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: درد ندامت و حسرت از اینکه روزگار چه ظلمی بر من کرده، هر شب هزار بار جانم را میآزارد.
هوش مصنوعی: هرگز تصور نکن که صیاد (به معنای کسی که دیگران را در دام میاندازد) از من دست برداشته و توبهام را قبول کرده است؛ او همچنان دام بلا را برای من گسترده است.
هوش مصنوعی: من دوباره از خطاهایم پشیمان میشوم و با توبهای خالص به درگاه او بازمیگردم؛ هرچند این بار اگر مرا به قاضی ببرند و پای پیاده به محکمه ببرند.
هوش مصنوعی: اگر اهل اعتراض بر من زبان دراز کنند، چه باک! اگر نگهبان درستکاری به من با نگاه رضایت آمیز بنگرد.
هوش مصنوعی: در نهایت، چیزی را با خود مقایسه نکن که زمانه به هر آنچه که پرورش میدهد، مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی شکسته شوم، نگو که دیگر هیچکس را مانند من نمیشمارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا می نمی خورم غمِ دل می خورد مرا
کو هم دمی که روی و رهی بنگرد مرا
بر من جهان خروشد و شور آورد و لیک
از دست غم هم اوست که وا می خرد مرا
دانی چرا به آتش صهبا بسوختم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.