چه باشد ار دهدم روزگار چندان بخت
که روی دوست ببینم، دریغ کو آن بخت
گذشت عمر و برون نامد از وبال اختر
فرو شدیم به درد و نکرد درمان بخت
به سوز ناله و فریاد من نشد بیدار
دمی ز خواب تغافل زهی تن آسان بخت
نه بخت آنکه کند توبه از فضولی دل
نه روی آنکه شود بعد از این به سامان بخت
چگونه جمع بود خاطرم که میبینم
چو زلف دوست سر آسیمه و پریشان بخت
چنان نزار شدم در فراق دوست که عقل
دو چشم خیره بماند از من گریزان بخت
ستیزه میکند و میرود به طنّازی
ز دور بر من عاجز به خیره خندان بخت
ز بخت چند کنم استعانت اندر عشق
هنوز باش کزین ورطه چون برد جان بخت
نزاریا چو چنین شد صلاح دانی چیست؟
که امتحان نکنی عهد سست پیمان بخت
ز خویشتن به در آی و به خویشتن بگذار
زمانه را و ازین بیشتر مرنجان بخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناخرسندی و دردهای ناشی از عشق و نداشتن بخت خوب اشاره میکند. او آرزو میکند که روزی چهرهی دوست را ببیند، اما هرگز بخت به او یاری نمیکند. عمرش سپری میشود و همچنان در رنج و آلام باقی میماند، بدون این که راهی برای درمان دردش بیابد. شاعر احساس میکند که بختش او را به خواب غفلت فرو برده و از مشکلات و دردهایش غافل بوده است. همچنین به دروغینی و ناپایداری بخت اشاره دارد و از بیکسی و ناامیدی در عشق میگوید. در نهایت، او توصیه میکند که انسان باید از خود خارج شود و زمانه را فراموش کند، چرا که ادامهی این رنجها تنها به درد و ناراحتی بیشتر میانجامد.
هوش مصنوعی: اگر روزگار به من آنقدر شانس بدهد که بتوانم چهره دوست را ببینم، افسوس که آن شانس کجاست؟
هوش مصنوعی: عمر ما گذشت و از تحت تاثیر ستاره های شوم خارج نشدیم. به درد و رنج دچار شدیم و بخت ما هیچ درمانی نکرد.
هوش مصنوعی: با ناله و فریاد من هیچگونه بیداری از خواب غفلت به وجود نیامد، چه خوشبختی که به راحتی میگذرد.
هوش مصنوعی: نه بخت کسی که از کنجکاوی دل خود دست بکشد، نه راهی برای کسی که بعد از این دچار آرامش و سامان شود.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که خاطر من جمع باشد در حالی که وقتی زلف دوست را میبینم، همه چیز در ذهنم به هم ریخته و پریشان است؟
هوش مصنوعی: در غیبت دوست، به قدری ضعیف و ناتوان شدهام که حتی عقل و ذهنم نیز از من دور ماندهاند و این موضوع باعث شده که شانس و بخت من نیز به انزوا برود.
هوش مصنوعی: در حال جنگ و جدال است و با ناز و چراغانی به سمت من میآید، در حالی که من از دور توانایی مقابله با او را ندارم و به بیپولی و شکایت از بخت بد خود میخندم.
هوش مصنوعی: از سرنوشت چه کمکی در عشق میتوانم بگیرم، هنوز امیدوارم که از این ورطه با نیکبختی جانم را نجات دهم.
هوش مصنوعی: ببینید اکنون که چنین حالتی پیش آمده، به نظر شما چه چیزی بهتر است؟ آیا نباید آزمون کنید وفاداری عهدی که سست و ناپایدار است را؟
هوش مصنوعی: از خودت خارج شو و مشکلات را به خودت نپیوند، بگذار که زمانه به حال خودش بگذرد و دیگر از این بیشتر گیتی را ناراحت نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.