مگر یاری درافتد محرم راز
که مرموزی توان گفتن بدو باز
ولی ترسم که گفتستند نتوان
به خورد صعوه دادن لقمهٔ باز
توانم آشنایی داد با دوست
گرم روزی دگر روزی شود باز
حدیث دوست هم با دوست گویم
که جز با او نیارم گفتن این راز
بباید ساختن با روزگارم
اگرچه روزگارم هست ناساز
بهشت این است و بس پس میبرازد
اگر بر تخمهٔ آدم کنم ناز
من و روی تو دیدن الله الله
به رویت دیده آخر چون کنم باز
نیارم دیده در خورشید کردن
من و خیل خیالت در تک و تاز
ملامت گر برآرد بانگ تشنیع
اگر بیرون برم از پرده آواز
اگر مشرک نیام در راه وحدت
کسی با دوست چون گیرم به انباز
قیامت میکند هر دم نزاری
به نقد الوقت تا انجام از آغاز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق شاعر درباره دوستی و رازهای درونیاش میپردازد. شاعر از ترس بیان رازهای خود به کسی که محرم باشد صحبت میکند و اعتراف میکند که نمیتواند همه چیز را به زبان بیاورد. او همچنین به ارتباط با دوستان و اهمیت راز نگهداری در دوستی اشاره دارد. با وجود مشکلات روزگار، شاعر به زیباییهای زندگی و عشق و دیدار معشوق خود اشاره میکند و نشان میدهد که برایش مهم است که چگونه به این ارتباطات عمیق دست یابد. در نهایت، او به مأموریت خود در زندگی و پذیرش واقعیتها، حتی در زمانهای سخت، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تنها زمانی میتوان رازی را با کسی در میان گذاشت که او را به خوبی بشناسی و به او اعتماد داشته باشی.
هوش مصنوعی: بیم دارم که نتوان با یک لقمه، پرندهای را که در چنگال عقاب است، سیر کرد.
هوش مصنوعی: من میتوانم در روزی دیگر، دوستی گرم را به تو معرفی کنم که دوباره روزهایمان به هم بازگردد.
هوش مصنوعی: من تنها این راز را با دوستی که خود اوست در میان میگذارم و با هیچکس دیگر نمیتوانم آن را بگویم.
هوش مصنوعی: باید با شرایط زندگی کنار بیایم، هرچند که این شرایط برایم مناسب نیست.
هوش مصنوعی: بهشت تنها همین جاست، پس اگر بر نسل آدم افتخار کنم، حق دارم که مغرور باشم.
هوش مصنوعی: من و دیدن چهرهات همچون تماشای خداوند است، حالا چطور میتوانم دوباره چشمانم را ببندم؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به طور مستقیم به خورشید نگاه کنم و همزمان تصورات و خیالات تو در ذهنم در حال شور و هیجان است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به من انتقاد کند و مرا سرزنش کند، من از پشت پرده بیرون خواهم آمد و صدای خودم را بلند خواهم کرد.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر اتحاد با دوستانم به کسی وابسته نیستم و شریک نمیباشم، پس چگونه میتوانم با کسی دیگر ارتباط برقرار کنم؟
هوش مصنوعی: هر لحظه که میگذرد، نزار به وضوح نشان میدهد که دنیای ما در حال تغییر و فراز و نشیب است و این تغییرات به صورت مستقیم به اهمیت زمان و پایان کارها از آغاز آنها مربوط میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی دیگر به کرمان رفت و شیراز
یکی دیگر به ششتر رفت و اهواز
چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز
شدی اورنگ چون ناقوس از آواز
پدر گنج سخن را کرد در باز
پسر را گفت ای جویندهٔ راز
تو نیکویی کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
گشادی چشم خواب آلود را باز
در فتنه به عالم کرده ای باز
به دور ماه رویت زلف شبرو
پریشان کاری اکنون کرد آغاز
خط سبزت، اگر نه خضر وقت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.