روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر
هم باز پرسد عاقبت از ما بتِ زیبا مگر
با ما نمیافتد مگر ما را بیفکند از نظر
یا خایف است از دشمنان یا شد ملول از ما مگر
بیهوده جانی میکنم دل را تسلی میدهم
هر روز گویم صبر کن کاری شود فردا مگر
میبود وقتی مونسم من بعد منعم میکند
نپسنددم در دستِ غم آخر چنین تنها مگر
بادِ صبا را گفتهام تا پیشِ او زاری کند
بر یادِ او هر صبحدم رخصت دهد صهبا مگر
تلخ است مِی کز خاصیت در شور میآرد مرا
شیرینِ من زان میند ابرو ترش آیا مگر
هر لحظه صفرا میکند از شورِ آن شیرینلبم
فرهاد را شیرین از آن کردهاست در صفرا مگر
هیهات اگر آرد صبا بویِ عرقچینش به ما
هم باد ازین معجز کند اموات را احیا مگر
دل بر بلا بنهادهام تن در ملامت دادهام
باشد که او یاد آورد روزی نزاری را مگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، بیانگر احساسات عاشقانه و اندوه شاعر نسبت به معشوق است. شاعر به انتظار بازگشت معشوق نشسته و نگران است که آیا او به یادش خواهد بود یا نه. او احساس تنهایی و یأس میکند و به خاطر غم دوری، بیهوده دل خود را به تسلی میکوشد. شاعر به تلخی و شیرینی عشق اشاره میکند و از دردهایی که ناشی از یاد معشوق است، سخن میگوید. همچنین، او امید دارد که شاید روزی معشوق دوباره به او روی آورد و یاد او را زنده کند. در کل، این شعر به مضامین عشق، فراق و امید میپردازد.
هوش مصنوعی: روزی آن چهره زیبا به ما باز خواهد گشت، شاید هم از ما درباره سرنوشت خود بپرسد.
هوش مصنوعی: در کنار ما کسی نمیتواند بماند، مگر اینکه از ما دور شود یا از دشمنانش بترسد یا اینکه از ما خسته و دلزده شده باشد.
هوش مصنوعی: به طور بیهوده خود را به زحمت میاندازم و هر روز سعی میکنم دلم را آرام کنم. به خود میگویم صبر کن، شاید فردا تغییر و بهبودی اتفاق بیفتد.
هوش مصنوعی: وقتی که به من در کنار خود اعتماد داشتم، حالا که از من دور شده است، دیگر نمیتوانم احساس تنهایی و غم را تحمل کنم. نمیخواهم در این وضعیت تنها بمانم.
هوش مصنوعی: من از بادِ صبا خواستهام که هر صبح بر سرِ او بگرید و به یاد او، نوشیدنی خوشمزهای به او تقدیم کند.
هوش مصنوعی: شراب تلخی است که به خاطر خاصیتش من را شاد میکند. آیا نمیدانی که به خاطر این شراب، ابرویت ترش شده است؟
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر عشق آن معشوق شیرینزبان، دل فرهاد به تپش میآید و این عشق، او را از خودش بیخود میکند، گویی همه چیز در او به هم ریخته است.
هوش مصنوعی: هرگز ممکن نیست اگر نسیم خوش بوی عرقچینش را به ما برساند، این باد معجزهآسا مردگان را زنده کند.
هوش مصنوعی: دلم را به گرفتاریها سپردهام و بدنم را در عذابی قرار دادهام، شاید او روزی به یاد نزار بیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.