ای که غایب نیی از خاطر اگر مهجوری
پرده بردار ز رخ تا کی از این مستوری
ما نه آنیم که شایسته قُربت باشیم
گر گدا را به حرم ره ندهی معذوری
حکم حکمِ تو اگر زنده کنی ار بکشی
از تو فرمان دهی از معتقدان مأموری
از محبّت به محبّ چون رگِ جان نزدیکی
سهو گفتم نظر آن است به صورت دوری
ساقیا پُر بده آن جام که شوق انگیزد
تا تو از من برهی بو که من از مغروری
اوّل مستی و دیوانگیِ ماست هنوز
وز چنین باده تولّد نکند مخموری
خلق گویند شبی یارِ غَمش باش برو
هیچ راضی نشوم من به چنین مزدوری
لطفِ خوش باید با روی نکو ورنه چه فرق
نقشِ دیبا و حریر از صور فغفوری
تندُرستانِ سرافکنده چه دانند که ما
خستگان چون گذرانیم شبِ دیجوری
علّتِ عشق نزاری به طبیبان نبرند
که طبیبان نشناسند در این رنجوری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد دلهای شاعر میپردازد. شاعر به غیاب محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که پرده از چهرهاش بردارد. او احساس میکند که در مقام قربت و جدایی قرار دارد و به نوعی خود را در حالتی ناتوان میبیند. همچنین، شاعر در مورد عشق و وابستگی آن به وجود محبوب صحبت میکند و میگوید که عشق حقیقی از دید و ظاهرسازی فاصله دارد. او از ساقی میخواهد که جام شوق را به او بدهد و میگوید که برای عاشق واقعی، دیوانگی و مستی از ابتداییترین حالات است. در طول شعر، شاعر به تفاوت عشق حقیقی و مزدوری اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که درد و رنجهای عاشقانه برگرفته از عشق است و پزشکان قادر به درک آن نیستند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از یاد ما دور نیستی، اگر در دوری از ما هستی، پرده را از چهرهات کنار بزن تا ما از این پنهانکاری و غیبت رها شویم.
هوش مصنوعی: ما آنقدر شایسته نیستیم که به مقام نزدیکی برسیم. اگر به دلیلی نتوانی گدایی را به حرم راه دهی، معذور و بخشودهای.
هوش مصنوعی: اگر تو فرمانی بدهی، حتی اگر به قیمت جان من باشد، من به آن عمل میکنم و به عنوان یک پیرو، وظیفهام را انجام میدهم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به محبوب، نزدیکیمان مانند رگ جان است. اشتباهاً گفتم که بین ما فاصلهای وجود دارد، در حالی که واقعیت این است که نگاه من به او فراتر از ظاهرش است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن جام را پر کن که حالی شاداب به من بدهد، تا اینکه تو از من دور شوی، زیرا من از عشق و شیفتگی تو بیخبرم.
هوش مصنوعی: در ابتدا، حال ما هنوز سرشار از مستی و دیوانگی است و از چنین نوشیدنیای، حالتی از نشئگی به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: مردم میگویند شب را با یار غمگین بگذران، اما من هیچگونه راضی نیستم به اینگونه خدمتگزاری.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و لطف دلنشین نباشد، داشتن چهره زیبا تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا تفاوتی ندارد که پارچهای با طرح زیبا باشد یا نیکو؛ هر دو در نهایت بدون جذابیت واقعی یکسان به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: افراد سالم و خوشبخت چه میدانند که ما خستگان شبهای سخت و دشوار را چگونه سپری میکنیم.
هوش مصنوعی: عشق نزاری به قدری عمیق و پیچیده است که حتی پزشکان و کسانی که در زمینهٔ درمان و بهداشت تخصص دارند، قادر به درک و درمان این درد و رنج نیستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر بصورت ملکی یا بلطافت حوری
تا به معنی نرسی از همه دلها دوری
حسن خلقست که از خلق بماند جاوید
حسن ده روزه چه باشد که برومغروری
دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
که بهم جمع شود عاشقی و مستوری
آمدن نزد تو بختم ننماید یاری
رفتن از کوی تو عشقم ندهد دستوری
ترک رویی تو وبی هندوی خال سیهت
[...]
هر که گوید که به آن جان جهان نزدیکم
باشد آن دعوی نزدیکی او از دوری
وان که گوید که ازو دورم، آن دوری او
هست در پرتو نزدیکی او مستوری
اگر از دیده ابنای زمان مستوری
خوش بیاسای که از جمله بلاها دوری
در شبستان فنا شمع تجلیت کجاست؟
تو هم ای بی سر و پا، موسی جان را طوری
نشکنی تا بُت هستی، ظفری نیست تو را
[...]
ای که چندین به هنرمندی خود مغروری
وای اگر بر تو گذارند دمی کار تو را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.