گیتی بهشت وار شد از روزگارِ گل
در باغ بشکفید رخِ چون نگارِ گل
شد زاغ چون عطارد در باغ سوخته
تا شد پدید چهرۀ خورشیدوارِ گل
گل جامه چاک زد چو بشد نرگس از چمن
گویی بشد ز فرقتِ نرگس قرارِ گل
مانَد به چنگِ ساخته اکنون نوایِ مرغ
ماند به عودِ سوخته اکنون بخارِ گل
گر خواست دارِ باده بود طبعِ ما کنون
زیرا که بلبل است کنون خواست دارِ گل
در خانه گر کنیم کرانه کنون رواست
زیرا که جایِ ما نشود جز کنارِ گل
در بوستان کنیم به دیدارِ دوستان
تن ها فدایِ باده و دل ها نثارِ گل
اکنون که روزگار نزاری به کام ماست
نتوان گذاشت جز به طرب روزگارِ گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شگفتیهای بهشت مانند باغ گلها میپردازد. او از شکفتن گلها و نقش و نگارهای زیبای آنها یاد میکند و حسرت فرقت گلها را بیان میکند. همچنین از عشق و شوق بلبلها به گلها سخن میگوید و به اهمیت جشن و شادی در کنار گلها تاکید دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در این روزگار پر از غم و اندوه، تنها شادی در کنار گلها میتواند ما را آرام کند و به طرب بیاورد.
هوش مصنوعی: زمین به زیبایی بهشتی تبدیل شد، در دورهی گل، و چهرهای زیبا چون گل در باغ شکوفا شد.
هوش مصنوعی: زاغ مانند سیاره عطارد در باغی سوخته، به قدری زیبا و روشن شد که چهرۀ تابناک گل را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: گل، وقتی نرگس از باغ جدا شد، لباسش را چاک کرد و به نظر میرسد که از دوری نرگس آرامش خود را از دست داده است.
هوش مصنوعی: صدا و آواز پرندهای که در حالت خوشی و زندگی به سر میبرد، حالا به یاد آوای عود سوختهای میماند که دیگر نمیتواند نوای تازهای را تولید کند. بوی گلی که در هوا پخش شده، نشاندهنده خاطراتی است که دیگر وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر اکنون بادهنوشی و میگساری مورد دلخواه ما باشد، به خاطر این است که در حال حاضر، بلبل به گل و بوی آن علاقهمند شده است.
هوش مصنوعی: اگر در خانهمان حاشیهسازی کنیم، اکنون جایز است، زیرا مکان ما به جز کنار گل نمیشود.
هوش مصنوعی: در باغ به دیدار دوستان میرویم و برای باده فدای تن خود میشویم و دلهایمان را نثار گلها میکنیم.
هوش مصنوعی: در حال حاضر که روزگار برای ما خوش و مطلوب است، جز لذت بردن از شادی و زیبایی زندگی چارهای نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
وین باده بین شده به طرب دستیار گل
گل چند ماه منتظر بزم شاه بود
وز بهر آن دراز کشید انتظار گل
دیدار گل شده ست همه اختیار خلق
[...]
رونق گرفت کار می از روزگار گل
خوبی و دلبری است همه کار و بار گل
لطف رحیق یافت مزاج می لطیف
آب عقیق برد رخ آبدار گل
هر در که ریخت دیده من در فراق یار
[...]
نیسان فکند باز عرق بر عذارِگل
لؤلویِ آب دار نگر در کنار گل
درّاج و سار و فاخته و بلبل و تذرو
جمع آمدند بارِ دگر روزِ بارِ گل
دیوار و در گرفته و با چوب هایِ خار
[...]
دامن کشان رسید سوی جویبار گل
ای ترک گلعذار به دامن بیار گل
راز نهفته دل بلبل شد آشکار
برطرف جویبار چو شد آشکار گل
دادند بارعام که از بزمگاه خاص
[...]
ای پیش ارغوان تو کمتر ز خار گل
قدیک چمن صنو برو رخ یک بهار گل
جز سرو قامت و گل روی تو تاکنون
سروی بباغ دهر نیاورده بار گل
گر بگذری بدین گل رخسار در چمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.