ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس
قد قامت الصلات برآمد بیار کاس
از می چه میهراسد می خواره محتسب
گو از حرام و فسق و ربا و زنا هراس
دل با خدای دار و به بتخانه راز گوی
در حشر کی خرند ز ما لابه و مکاس
تو هیچ نیستی به قیاس و همه تویی
کی آن گهی در همگی محو شد قیاس
ز اول بکوش تا نکنی پی رویّ و هم
بر راست کی روی چو شدی خود در انتکاس
هر روز آفتاب کند در نسیج و نخ
صحن جهان و شب به سرش درکشد لباس
یعنی که برحمایت من اعتماد نیست
گه برکنم ز بیخ، به ناگه نهم اساس
دنیاپرست گر به مثل هم چو سنبله
بر آسمان پرد نبرد سر ز زخم داس
منت نزاریا ز خدا واجب است و نیست
یکذره خیر در سر بیمغز ناسپاس
بی آب رز مباش که در خنبِ روزگار
خون میرود نه روغن ازین نیلگون خراس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوعاتی چون شکرگزاری، آزادی عمل، و تقابل با قاعدههای اجتماعی میپردازد. او به ساقی میگوید که قد قامت او به یادآوردنی است و از می هراسی ندارد، بلکه برعکس، از آداب اجتماعی و دینداری که راوی را به حرام و گناهان میترساند، غفلت میکند. شاعر تأکید میکند که در دل باید با خدا راز و نیاز کرد و به ظواهر جهان دل نبندیم. هر روز آفتاب بر زندگی ما تأثیر میگذارد و بدین ترتیب، دنیای پر از دسیسه و پر از فریب است. او همچنین به دنیاپرستی و superficiality انتقاد میکند و تأکید میکند که سرانجام همه چیز به خالی بودن و ناسپاسی منجر میشود. شعر در نهایت به ما یادآوری میکند که باید ارزشهای واقعی را بشناسیم و از superficiality دوری کنیم.
هوش مصنوعی: ای ساقی! من جان و سرم را به خاطر تو سپاسگزارم. قدت مانند قامت نماز به آسمان رفته و اکنون وقت آن است که کاسهی شراب را بیاوری.
هوش مصنوعی: مینوش که چه چیزی تو را از این کار میترساند؟ نگهبان میگوید که از حرام و فساد و قرضهای ربا و زنا بترس.
هوش مصنوعی: دل را به معبود اصلی بسپار و در کنار بتخانه رازهای خود را بگو، چرا که در روز قیامت از ما به عنوان شاکی و نالهکننده یاد نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی در مقایسه با تو ناچیز است و تمام وجود در تو خلاصه میشود. چه زمانی است که در جمع موجودات دیگر فراموش میشوی؟
هوش مصنوعی: از ابتدا تلاش کن تا به دنبال دیگران نروید و هنگامی که به هدف خود رسیدی، بر سر راه درست بایستید و از تغییر مسیر پرهیز کن.
هوش مصنوعی: هر روز آفتاب در فضای جهان میتابد و تار و پود زندگی را روشن میکند، و شب وقتی میرسد، در میپوشد و همه چیز را در تاریکی میسازد.
هوش مصنوعی: به این معنی است که نمیتوانم به حمایت و همراهی کسی اعتماد کنم، چون اگر بخواهم ارتباطم را قطع کنم، ناگهان بنیاد و پایه آن را از بین میبرم.
هوش مصنوعی: اگر فرد دنیاپرست مانند سنبلهای باشد که به آسمان رفته، باز هم نمیتواند از آسیب چنگ داس در امان بماند.
هوش مصنوعی: باید از خداوند به خاطر نیکیهایش سپاسگزاری کرد و در غیر این صورت، هیچ خیری در وجود انسان بیفکر و ناسپاس نیست.
هوش مصنوعی: بدون آب، مانند گل سرخ نباش که در تلاطمهای زندگی، خون میریزد نه روغن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من خدمت تو کردم و تو حق شناس نه
الحق خیال توست به جای تو حق شناس
از ده خیال تو که به ده شب به تو رسید
بر دل هزار منت و بر دیده صد سپاس
خلوت نشین میکده را پاره شد لباس
دایم تهیست خانه آزاده از پلاس
از خانقاه شیخ برآمد به صد اساس
شد جوش خلق پرده چشم خداشناس
عالی دری رفیعتر از عالم قیاس
گشتم عیان که عرش بد آن سطح را مماس
عنقای عقل مدرک و سیمرغ و هم ناس
در اولین دریچه آن درگه از هراس
ای کرده کاینات صفات تو را سپاس
وی بر سپاس شخص تو تقدیس بی قیاس
ای آنکه از تو صورت و معنی ظهور یافت
غیر از تو مخترع نبود کس بر این اساس
آئینه خدای نما جز تو ننگرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.