گنجور

 
حکیم نزاری

تا با منت این ملال باشد

کی با منت اتّصال باشد

هر چند که صحبتِ گدایی

با پادشهی محال باشد

نتوان دانست هم بکوشم

باشد که مگر وصال باشد

گر حسن کند شگفت نبود

آن را که چنین جمال باشد

جز خاکِ درِ تو آتشِ دل

ننشاند اگر زلال باشد

اندیشه نمی کنی که چندین

بی داد و ستم وبال باشد

از کویِ تو جان برد نزاری

هرگز نبرد خیال باشد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیرخسرو دهلوی

خطی که قرین حال باشد

شک نیست که بی مثال باشد

سروی که به قامت تو ماند

در قامت اعتدال باشد

آندم که تو شرح حال گویی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جلال عضد

خطّی که قرین خال باشد

شک نیست که بی مثال باشد

سروی که به قامت تو ماند

در غایت اعتدال باشد

آن دم که تو شرح حال گویی

[...]

عرفی

آن را که مراد حال باشد

کی رغبت قیل و قال باشد

آن جرعه که دُرد شکوه دارد

در ساغر من زلال باشد

از شغل غمی که گفتنی نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه