بادِ صبا بر گرفت بویِ عرق چینِ تو
نافۀ مشکِ تتار نیفۀ پرچینِ تو
کاش که من باد می تا چو صبا هر سحر
راه گذر یابمی بر سرِ بالین تو
بادِ صبا نرمنرم گهگه از آن میوزد
تا ننشیند غبار بر گلِ نسرین تو
غیرتِ سرو و سمن قامت و سیمای تو
رشکِ ختا و ختن نافۀ مشکینِ تو
صفحه رویم شود از قطراتِ مژه
راست مرّصع چنانک خوشۀ پروینِ تو
آفتِ عقل است و هوش غمزۀ خون ریزِ تو
راحت جان است و دل لعلِ دُر آگین تو
بس که نویسند باز تجربه را عاشقان
از ورقِ روزگار مهرِ من و کینِ تو
عاقبت از شورِ من هیچ نشد حاصلی
نیست نصیبم مگر از لبِ شیرینِ تو
خونِ نزاری مریز تا به کی آخر ستیز
گرچه انصاف و داد نیست در آیینِ تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و魅بت معشوق خود اشاره میکند و از بوی خوش او و لطافت وجودش سخن میگوید. او آرزو میکند که کاش به مانند باد صبا بتواند هر روز بر بالین معشوقش حاضر شود. شاعر به زیباییهای طبیعی و همچنین احساسات خود در مواجهه با معشوق پرداخته و میگوید که عشق و غمهای ناشی از آن، برایش راحتی و شیرینی به همراه دارد. او در نهایت بیان میکند که از عشقش هیچ حاصلی نداشته و تا کی باید به این ستیز و جدال ادامه دهد.
هوش مصنوعی: باد ملایم صبح، بوی عطر و زیبایی تو را به مشامم میرساند، همانطور که عطر مشک و بوی لطیف پارچههای چیندار تو را حس میکنم.
هوش مصنوعی: ای کاش من مانند باد بودم تا هر صبح زود که بیدار میشوی، به سر بالین تو بیایم و به تو نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: باد ملایم و دلپذیر گاهبهگاه میوزد تا غبار بر روی گل نسرین تو ننشیند و زیباییاش حفظ شود.
هوش مصنوعی: غیرت و زیبایی قامت و چهرهی تو، باعث میشود که انسان به زیباییهای سرزمینهای دوری مانند ختا و ختن غبطه بخورد. همچنین، عطر خوشی که از موهای تو بلند میشود، همه را مجذوب میکند.
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک میشود و مانند دانههای درخشان بر روی صفحه رویم میافتد، مانند خوشه ستارهگان پروین.
هوش مصنوعی: افزایش درد و رنج ناشی از عشق تو باعث گیجی و خلل در عقل و فکر من شده است، اما در عین حال، وجود تو و زیباییهای دلت، مایه آرامش روح و جان من است.
هوش مصنوعی: عاشقان به قدری از تجربیات خود در زندگی نوشتهاند که سرنوشت من و تو به وضوح در ورق روزگار نوشته شده است.
هوش مصنوعی: در نهایت، از تمام احساسات و شور و شوقی که داشتم، نتیجهای به دست نیاوردم و تنها چیزی که نصیبم شد، شیرینی لبهای توست.
هوش مصنوعی: خون کسی را نریز، تا کی میخواهی ادامه بدهی این نزاع؟ گرچه در اصول و قوانین تو، انصاف و عدالت وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو
در سرم افتاد شور ز آن لبِ شیرینِ تو
عنبرِ زلفِ تو برد رونقِ مشکِ ختا
قاعدۀ نو نهاد طرّه پر چینِ تو
نافۀ آهویِ چین خشک شد از رشکِ آنک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.