مرا به دیدن تو اشتیاق چندان است
که تشنه را به بیابان ، به آب حیوان است
چنان به ذکر تو مشغول خاطرم شب و روز
که ورد نام تو بالای حرز ایمان است
مگر تو یوسف گم گشته ای و من یعقوب
که کنج کلبه من بی تو بیت احزان است
ز رستخیز قیامت کسی خبر دارد
که تا به روز شبی در عذاب هجران است
اگر به چاه درم با تو در گل ستانم
وگر به باغ روم بی تو همچو زندان است
شب وصال تو بوده ست گوئیا شب قدر
ولی چو قدر بشناختم چه درمان است
به خواب زلف تو گفتم مگر توانم دید
خیال می پزم این خواب هم پریشان است
کدام خواب ،که گر بر حریر می خسبم
به زیر پهلوی من نشتر مغیلان است
مگر خود این شب یلدا به روز دانم برد
کدام یلدا کاین شب هزار چندان است
هرآن که داغ جدایی ندید پندارد
که این مفارقت از دوست کردن آسان است
چو حلقه بر در جانان زنند و بگشایند
به اعتقاد نزاری درِ بهشت آن است
اجازت است که افسرده احتراز کند
حدیث سوخته با اندرون سوزان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از اشتیاق و longing خود به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که این اشتیاق مانند تشنگی در بیابان است و ذهنش به طور مداوم مشغول یاد معشوق است. شاعر به تنهایی و اندوه خود اشاره میکند و احساس میکند که زندگیاش بدون معشوق شبیه به زندان است. او همچنین به قیامت و عذاب جدایی اشاره میکند و میگوید که نیز در خواب، آرزوی دیدن معشوق را دارد ولی این خواب هم برایش ناخوشایند است. در نهایت، شاعر به دشواری جدایی از دوست و اینکه دیگران این درد را درک نمیکنند، میپردازد و به نوعی به سختیهای عشق و احساسات انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من آنقدر مشتاق دیدن تو هستم که مانند تشنهای در بیابان، خواهان آب زندگیبخش هستم.
هوش مصنوعی: ذکر تو چنان ذهن و فکر من را پر کرده است که در هر لحظه و در همه حال، یاد تو برایم مانند محافظی بر ایمانم است.
هوش مصنوعی: آیا تو فرزند گمشدهای هستی و من پدر رنجکشیدهات که بدون تو زندگیام پر از غصه و اندوه شده است؟
هوش مصنوعی: هیچکس از وقوع قیامت و وضعیت آن خبر ندارد، اما تا آن روز، افرادی در عذاب فراق و جدایی هستند.
هوش مصنوعی: اگر در جایی با تو باشم که در چاه باشد، برایم بهتر از این است که در باغ بدون تو باشم، زیرا بدون تو زندگیام مثل زندان خواهد بود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شب وصالی که با تو داشتهام، به اندازهی شب قدر اهمیت داشته است، اما حال که معنای واقعی آن را دریافتهام، درمانی برای این حسرت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در خیال خواب زلف تو، به خودم گفتم شاید بتوانم تصویری از تو ببینم، اما این خواب نیز به شدت آشفته و نا مرتب است.
هوش مصنوعی: آیا وقتی که روی پارچه نرم میخوابم، زیر بدنم چیزی تیز و برنده وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: آیا میتوانم بگویم که این شب یلدا به روز تبدیل میشود؟ کدام شب یلدا را میگویم که این شب به اندازه هزار شب دیگر اهمیت دارد؟
هوش مصنوعی: هر کسی که تجربه جدایی را نداشته، فکر میکند که جدا شدن از دوست کار سادهای است.
هوش مصنوعی: وقتی که عاشق به در محبوبش knock کند و در را باز کنند، به اعتقاد پیروان نزار، آنجا بهشت است.
هوش مصنوعی: آیا اجازه هست که کسی به خاطر ناراحتی، از صحبت کردن دربارهٔ دردهایش پرهیز کند؟ زیرا در دل او آتشی نهفته است که فقط او میداند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سدید ملک ملک عارض خراسان است
صفی دولت و مخدوم اهل دیوان است
پناه دین خدای و معین شرع رسول
عمر که همچو علیّ و صدیق و عثمان است
لقب سدید و صفی یافته است زانکه دلش
[...]
مدبری ملکی بر جهان جهانبان است
که هر چه گوئی از او صد هزار چندان است
احد صفت صمدی لم یلد و لم یولد
که پیک «و» نامه او جبرئیل و قرآن است
مقدری که خداوندی کرسی و عرش است
[...]
چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
چه گوهری تو که کمتر بهای تو جان است
جهان حسن تو داری به زیر خاتم زلف
تو راست معجزه و نام تو سلیمان است
از آن زمان که تو را نام شد به خیره کشی
[...]
هزار سختی اگر بر من آید آسان است
که دوستی و ارادت هزار چندان است
سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
که خار دشت محبت گل است و ریحان است
اگر تو جور کنی جور نیست، تربیتست
[...]
وداع چون تو نگاری نه کار آسان است
هلاک عاشق مسکین فراق جانان است
نگر مفارقت جان ز تن چگونه بود
به جان دوست که هجران هزار چندان است
ز وصل خود نفسی پیش از آن که دور شوم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.