گنجور

 
حکیم نزاری

چنین سروِ روان دیگر نباشد

بر و بالا ازین خوش تر نباشد

چو تو سروی اگر آید در آغوش

کسی را این هوس در سر نباشد

که را باشد چنین ماهی که چون او

خورم سوگند ماه و خور نباشد

بدین شکل و شمایل آدمی زاد

اگر باشد مرا باور نباشد

قراری می دهم که الّا به کویش

قرارم بعد ازین دیگر نباشد

مکن عیب ار نزاری بی قرارست

شکیبِ مزهر از ازهر نباشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد

سگ ما چون سگ دیگر نباشد

شنو از مصطفی کو گفت دیوم

مسلمان شد دگر کافر نباشد

سگ اصحاب کهف و نفس پاکان

[...]

حافظ

خوش آمد گُل وز آن خوشتر نباشد

که در دستت به جز ساغر نباشد

زمانِ خوشدلی دریاب و دُر یاب

که دایم در صدف گوهر نباشد

غنیمت دان و مِی خور در گلستان

[...]

شیخ بهایی

خوش آمد گل وزین خوشتر نباشد

که در دستت به جز ساغر نباشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه