بار دگر عزم سفر می کنم
برگ ره از خون جگر می کنم
می روم از کوی تو گویی مگر
بر سر الماس گذر می کنم
بهتر از این نیست که با بخت خویش
بیش نکوشم چو بتر می کنم
آه که هر بار کنم توبه ای
از سفر و باز ز سر می کنم
راستی آن است کزین نو بهار
توبه کنم روز دگر می کنم
راه ضروری ست اگر می روم
صبر مجازی ست اگر می کنم
مشکلم این است که این زخم خار
از ورق ورد سپر می کنم
خواب و خورم نیست که از آب چشم
خاک منازل گل تر می کنم
گرچه خیال است ولی تا به روز
شب همه شب با تو سحر می کنم
بستر و بالین نزاری به خون
از مژه دریای خضر می کنم
غایت کفرست به ایمان من
جز به تو در هر که نظر می کنم
هر چه به جز عشق تو و مهر توست
از دل پردرد به در می کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حس سفر و جدایی از معشوق است. شاعر با غم و اندوه به سفر میرود و از درد و زخمهای درون خود سخن میگوید. او میداند که این سفر ممکن است شوق دیدار را کاهش دهد، اما با این حال نمیتواند از عشق و یاد معشوق دست بردارد. در هر بار که توبه میکند، دوباره به یاد معشوق بازمیگردد و نمیتواند از فکر او دور شود. شاعر در نهایت به صبر و تحمل در برابر این عشق و جدایی اشاره میکند و میگوید که همه تلاشش برای فراموشی او بینتیجه است.
هوش مصنوعی: دوباره تصمیم به سفر میگیرم و برای این مسیر پر خطر، از درد و رنجی که کشیدهام، نشانهای برمیدارم.
هوش مصنوعی: من از کوچه تو میروم و حس میکنم که گویی در حال عبور از جایی بسیار ارزشمند و زیبا هستم.
هوش مصنوعی: بهتر است که بیشتر از حد لازم با سرنوشت خود درگیر نشوم، چون هرچه بیشتر تلاش کنم، اوضاع بدتر میشود.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر احساس ندامت و بازگشت به کارهای قبلی است. شخص هر بار که تصمیم میگیرد دیگر به سفری خاص نرود و از آن دوری کند، دوباره به همان مسیر بازمیگردد و دوباره تجربه آن سفر را از سر میگیرد. این احساس نشاندهنده وسوسهای است که در برابر تصمیمات قبلی وجود دارد.
هوش مصنوعی: راستی این است که من از این بهار نو توبه میکنم و روز دیگر دوباره به سوی کارهای گذشتهام برمیگردم.
هوش مصنوعی: اگر عزم رفتن دارم، باید مسیر را طی کنم و اگر در دو راهی توقف کردهام، این تنها یک وقفه موقتی است.
هوش مصنوعی: مشکل من این است که زخم و دردهای عمیق را از دل و جانم به روی کلام و گفتارم میآورم.
هوش مصنوعی: من نه خواب دارم و نه آسایش؛ زیرا اشکهایم زمین را مانند گل، تر و تازه میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه همه چیز خیال و خواب است، اما من تا شب روز، هر شب به یاد تو بیدار میمانم و با تو سحر میکنم.
هوش مصنوعی: من بر روی بستر و بالینی که پر از ناز و اندوه است، چشمانم را مانند دریایی از خون، در میآورم.
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینم، جز تو، برای من کفر به حساب میآید و تنها ایمان من به توست.
هوش مصنوعی: هر چیزی را که جز عشق و محبت تو باشد، از دل پر از درد خود دور میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در طبقات آنچه نظر میکنم
حالتشان زیر و زبر میکنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.