دوش با جمعی حواری باده خوردم در بهشت
مجلسی دیدم همه عیسی دم و مریم جهشت
جمله شیرین پاسخ و شیرین لب و شیرین دهن
جمله نیکو سیرت و نیکو دل و نیکو سرشت
سیب و نارنج و ترنج و نرگس از پیرامنش
ماه رویان صبوحی بی نگهبانان زشت
چار سوی بزم هم چون جنّت از بس فر و زیب
بر ارم کرده تفاخر همچو کعبه بر کنشت
خوی بر رخساره ی اوراق گل هر یک چنان
قطره ی شبنم بود بنشسته بر اطراف کشت
بزمی القصه چو فردوس برین آراسته
بیش از این بر صفحه ی کاغذ نمی یارم نوشت
پیش کردم سر که بستانم ز حوری بوسه ای
دست کردم پیش تا در گردنش آرم نهشت
در هراسیدم ز خواب و خواب خوش بر چشم من
آتش حسرت سبک بگداخت چون در آب خشت
حاضر و غایب نزاری خواب و بیداری یکیست
باز می گو با حواری دوش بودم در بهشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به توصیف یک مجلس خوش گذشته در بهشت میپردازد که با دوستان و حواریونش در آنجا باده نوشیده است. در این مجلس، افراد زیبایی حضور دارند و همه به نیکی و شیرینی سخن میگویند. شاعر از زیباییهای طبیعی مانند سیب، نارنج و نرگس نیز یاد کرده و این مجلس را بهشتگونه و زیبا توصیف میکند. او حسرتی را نیز تجربه میکند و به خواب و بیداری میاندیشد، در نهایت به این نکته اشاره میکند که حالت خواب و بیداری در حقیقت یکی است. شاعر به صورت کلی فضایی خوب و دلپذیر را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دیروز در جمعی از افرادی خوشدل، در بهشتی که به مانند مجلس شادی بود، افرادی را دیدم که همگی به حضرت عیسی و مریم مقدس اشاره داشتند و در حال شادی و خرم بودند.
هوش مصنوعی: همه پاسخهای او دلنشین و لحنش شیرین است. رفتار و روح او نیز نیکو و خوشایند است.
هوش مصنوعی: میوههایی مانند سیب و نارنج و ترنج، و همچنین گل نرگس، در کنار زیباییهای چهره معشوق قرار دارند. به نظر میرسد این زیباییها در یک صبح دلانگیز و بدون حضور کسانی که به زیبایی نظارت میکنند، مشاهده میشوند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف زیبایی و شکوه بزم میپردازد، به طوری که فضای آن مانند بهشت پر زرق و برق است و افرادی که در آنجا حضور دارند، به خاطر زیبایی و عظمت خود تفاخر میکنند، همانطور که کعبه در دور و بر خود جلال و شکوه دارد.
هوش مصنوعی: بر چهرهی گلها، خوی و حالت هر کدام مانند قطرهی شبنمی است که بر لبههای مزرعه نشسته است.
هوش مصنوعی: در این مجلس خوش، مانند بهشت زیبا و دلنشین است و دیگر نمیتوانم بیشتر از این بر روی کاغذ بنویسم.
هوش مصنوعی: سرم را به جلو بردم تا از حوری بوسهای بگیرم، دستم را دراز کردم تا آن را دور گردنش بیندازم و او را به خود نزدیک کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از خواب و خوابهای شیرین، در چشمانم حسرتی مانند آتشی شعلهور شده که به راحتی همچون خشت در آب ذوب میشود.
هوش مصنوعی: حالتهای موجود و غایب، خواه در خواب باشیم یا بیدار، یکی هستند. شب گذشته در بهشت با حواریون صحبت میکردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چاشتگه در شهر مرو آن نامور فخر زمان
خسرو روی زمین سنجر ز عالم درگذشت
رفته از تاریخ هجرت پانصد و پنجاه و دو
روز شنبه از ربیعالاول از بعد سه هشت
پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
عشق در آب و گلم تخم تمنای تو کشت
پای تا سر جمله لطفی گویی استاد ازل
طینت پاکت نه ز آب و گل ز جان و دل سرشت
روی بنما تا به طاق ابرویت آرند روی
[...]
شمع رویت کز وجود ما اثر باما نهشت
او بود مقصود خواه از کعبه و خواه از کنشت
آتشین رویت بهشت ماست ای حوری سرشت
خلق میگویند آتش ره ندارد در بهشت
داغ داغم از هوای دوزخ و فکر بهشت
گه چراغ مسجدم سوزد گهی شمع کنشت
آن نگار کاسه گر کارش بود دایم به مشت
عاشقان را کرده بار خدمت او کاسه پشت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.