فرو شده است به گل باز تا کمر پایم
بر آر عقل بیا گو از ین خطر پایم
از این وحل به حیل نیست روی استخلاص
کمند زلف تو هم برکشد مگر پایم
خوش است عالم آشفتگی دریغ که نیست
سلاسل سر زلفت نهاده بر پایم
به هر کجا که قدم می نهم مگر گویی
به زیر آتش تیزست وز زبر پایم
ز بس که خون دل و دیده ریختم بر خاک
به احتیاط به کویت کند گذر پایم
بر آستانه ملازم شود چو از در تو
امید نیست که جایی دگر شود پایم
گرم به شادی رویت وصال دست دهد
به زینهار در افتد غم تو در پایم
مرا فقیر مدان کز نثار چشم من است
همیشه بر سر گنجینه ی گهر پایم
اگر چه نیست برآورده ی قضا دستم
وگرچه هست فرو بسته ی قدر پایم
مگو نزاری عاشق چه مرد عشق من است
که در وفای تو قطبی ست معتبر پایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و گرفتاریهای عاشقانهاش سخن میگوید. او به تصویر میکشد که چطور در عشق و دلدادگی به معشوقش غرق شده و پایش به خاطر زلفهای او به خطر افتاده است. شاعر به حالتی آشفتگی اشاره میکند که در آن هر قدم او به سمت معشوقش، به مانند قدم گذاشتن بر آتش است. او از اندوه و درد دلش میگوید و احساس میکند که هیچ راهی برای رهایی از این وضعیت ندارد. با این حال، امیدی به وصال معشوقش دارد و در عین فقر مادی، غنای روحی و احساساتی را در عشقش احساس میکند. شاعر از عشق و وفایش به معشوق به شدت دفاع میکند و عشقش را یک نوع اعتبار و ارزش در زندگیاش میداند.
هوش مصنوعی: به گل فرو رفتهام تا کمر، اما عقل را فرابخوان تا از این خطر مرا نجات دهد.
هوش مصنوعی: از این بحر نجاتی وجود ندارد، زیرا فقط موی زلفت میتواند مرا نجات دهد و آن هم وقتی است که پایم را از خطر نجات دهد.
هوش مصنوعی: زندگی پر از آشفتگی و هیجان است و این وضعیت برای من دلپذیر است، اما ای کاش زنجیری از موهای تو بر پایم میبود تا بتوانم بیشتر به این حال و هوا پیوند بخورم.
هوش مصنوعی: هر جا که قدم میزنم، احساس میکنم که زیر آتش سوزانی هستم و پاهایم در درد و رنج میسوزند.
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه بسیار اشک و خون دل بر زمین ریختهام، با احتیاط پایم را به کوی تو میگذارم تا مبادا دوباره دچار غم و رنج شوم.
هوش مصنوعی: وقتی دیگر نمیتوانم به جایی بروم و امیدی به ورود به درگاه تو ندارم، به این درگاه وابسته میشوم و در آن میمانم.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات پر از شادی باشد، خوشبختی به من رو آورد، مراقب باش که غم تو بر من سنگینی نکند.
هوش مصنوعی: مرا بیچشم و نیاز ندانید، زیرا همواره به خاطر نازکدلی و زیبایی چشمانم، بر مرواریدهای گرانبها ایستادهام و از آنها بهرهمند میشوم.
هوش مصنوعی: اگرچه آنچه مقدر شده در دست من نیست و حتی اگر پایم به خاطر تقدیر محدود شده است، اما این واقعیت مانع از تلاش و کوشش من نخواهد شد.
هوش مصنوعی: نگو که من از عشق ناامید شدهام، زیرا عشق من به تو به اندازهای قوی است که میتوانم به ایمان و وفاداری تو اتکا کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.