بسیار عمرها و بسی روزگارها
بگذشت و حکم ها بنگشت از قرارها
روز و شب است و سال و مه و جنبش و سکون
هر یک مسخرند به تکلیف کارها
وضعی نهاده اند ز مبدای کن فکان
کان وضع مندرس نشود در هزارها
در منجنیق دور بسی چرخ سیر کرد
برجی هنوز رخنه نشد زین حصارها
شد شش هزار سال که مستوفی سپهر
فرموش کرده بود حساب و شمارها
بر نقطة وجود که عشق است نام او
از شوق می کنند فلک ها مدارها
ای بس که امّتان ز ره برده جهل را
دادند انبیا به بهشت انتظارها
ناچار از برای صلاح عموم را
منبر نهاده اند و برآورده دارها
بسیار خشت کالبد و جان آدمی
بر هم نهاد دور و فرو ریخت بارها
دانی چراست این همه اضداد و اختلاف
تا عاقلان دور کنند اعتبارها
کز خاک خون سرشتة بیچاره آدمی
باد فنا چگونه برآرد دمارها
بر خاک ریز خون دو دیده نزاریا
چندان که بشکفد به زمین لاله زارها
عمر عزیز بیهده در نای و نوش صرف
کردی به جهل و بردی در سر خمارها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مرور زمان و تغییرات آن اشاره میکند و میگوید که زندگی و حرکت روزگار همچنان در حال ادامه است. او به وضعیت انسانها و روحیات آنان اشاره دارد که تحت تأثیر جهل قرار دارند و انبیا برای هدایت آنها زحمت کشیدهاند. شاعر نیز به تضادها و مشکلات موجود در وجود انسان و جامعه پرداخته و تأکید میکند که زندگی باید با هدف و آگاهی سپری شود. در نهایت، او بر لزوم بهرهبرداری صحیح از عمر تأکید میکند و هشدار میدهد که نباید عمر گرانبها را در جهل و بیخبری هدر داد.
هوش مصنوعی: بسیاری از عمرها و زمانها سپری شده و قوانین و شرایط همواره در حال تغییر بودهاند.
هوش مصنوعی: روز و شب، سال و ماه، و حرکت و سکون هر کدام به انجام وظایف و کارها وابستهاند و تحت سلطهی آن قرار دارند.
هوش مصنوعی: آنها وضعیتی را به وجود آوردهاند که از آغاز شکلگیریاش، هرگز از بین نمیرود و در طی هزاران سال تغییر نمیکند.
هوش مصنوعی: در منجنیق دور، چرخ زمان بارها سرگردان شده است، اما هنوز هیچ نقطه ضعفی در این دژ وجود ندارد.
هوش مصنوعی: شش هزار سال گذشت که نگهدارنده آسمان فراموش کرده بود حساب و شمارها را.
هوش مصنوعی: بر نقطهی وجود که عشق نام دارد، به خاطر اشتیاق، planetary bodies (مانند ستارگان و سیارات) دور او میچرخند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد نادان و جاهل برای دست یابی به بهشت، پیامبران را به انحراف کشانده و از مسیر حق دور کردهاند.
هوش مصنوعی: برای بهبود وضعیت عمومی، مجبور به برپا کردن منبر و به راه انداختن کارهای لازم شدهاند.
هوش مصنوعی: انسان بارها در طول زندگیاش با رنج و سختیها مواجه میشود و به نوعی سازندگی و ویرانی در وجودش اتفاق میافتد. خشتهایی که به شکل کالبد و روح او در میآید، در واقع نشاندهنده تغییرات و تحولات اوست که به مرور زمان دوباره خراب میشود.
هوش مصنوعی: میدانی چرا این همه تضاد و تفاوت وجود دارد؟ تا افرادی که عاقلاند بتوانند ارزشها و نشانهها را از هم تمییز دهند و از یکدیگر جدا کنند.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است انسان که از خاک و خون ساخته شده است، با سرنوشت ناپایدار خود، مشکلات و مصیبتهای زیادی را به وجود آورد؟
هوش مصنوعی: چشمهای نزار من به قدری اشک ریخت که بر روی خاک خونین، گلهای لاله شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای خود را بیهوده در نوشیدنیها و سرخوشیها گذراندی و به خاطر ناآگاهی، در مستی و غفلت فرورفتی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نثره برد ز نثر بدیعت نثارها
شعری کند ز شعر لطیفت شعارها
گشته خجل زرای تو خورشید روزها
بشکسته تیر کلک ز شرم تو بارها
عاجز بود ز شرح کمالت زبانها
[...]
باد سهند بین که : برین مرغزارها
چون میکند ز نرگس و لاله نگارها؟
در باغ رو، که دست بهار از سر درخت
بر فرقت از شکوفه بریزد نثارها
ساقی، میان ببند که هنگام عشرتست
[...]
وقت است جوش باده زند لاله زارها
میگون شود ز لاله لب جویبارها
طوفان لاله از سر دیوار بگذرد
گردد نهفته در گل بی خار، خارها
زرین تر از بساط سلیمان شود زمین
[...]
ای نام دلگشای تو عنوان کارها
خاک در تو، آب رخ اعتبارها
خورشید و مه دو قطره باران فیض تو
مدی ز جنبش قلمت روزگارها
باشد شفق ز بیم تو هر شام بر فلک
[...]
گردون ز بسکه برد غمت در دیارها
از روز من گرفت سبق روزگارها
عمر ابد به خاک درت جان سپرد و گفت
مشت غبار رهگذر انتظارها
کردم زیاد روی تو روشن چراغ فال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.