قدت بر ماهِ تابان سر کشیده ست
چنین سروِ خرامان کس ندیده ست
تعالی الله خداوندی که از خاک
چنین نازک وجودی آفریده ست
خنک دستی که از طوبایِ قدّت
به شفتالو گرفتن بر رسیده ست
دلی پرنارِ غیرت نارِ بُستان
زرشکِ نارِ پستانت کفیده ست
ز سودایِ خطِ سبزِ تو شب ها
قلم در دستِ من بر سر دویده ست
دهانت چشمۀ خضرست از آن روی
که گردش سبزۀ خط بر دمیده ست
کنارم عاقبت پر شد ز یاقوت
ز بس خوناب کز چشمم چکیده ست
نزاری را که بر تست از جهان چشم
غبارِ خاکِ کویت کحل دیده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و عظمت معشوق پرداخته است. شاعر به قد و قامت معشوقش اشاره میکند که بر ماه تابان فخر میفروشد و چنین زیبایی را بینظیر میداند. او در ستایش خداوندی میباشد که این وجود دلربا را از خاک آفریده است. همچنین، شاعر به احساسات و عشق عمیقش نسبت به معشوق اشاره کرده و از آثار محبت و آرزوهایش سخن میگوید. در نهایت، او به غم و دلتنگی خود بابت دوری از معشوق و اشکی که به خاطر او میریزد، اشاره میکند. شاعر در کل به زیبایی و تاثیرگذاری عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: قد تو بر ماه تابان بلند است و هیچ کس چنین سرو خرامانی را ندیده است.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ، کسی است که از خاک این موجودات لطیف و نازک را خلق کرده است.
هوش مصنوعی: دست کسی که از درخت طوبی (درخت بهشت) میوه شفتالو (هلوی شیرین) چیده باشد، خوشحال و خنک است.
هوش مصنوعی: دل من از غیرت پر شده و مانند آتش باغی است که با دیدن جمال تو، خاموش شده است.
هوش مصنوعی: دلم برای تو و یاد تو به شدت درگیر است و شبها وقتی قلم در دست دارم، افکار و احساساتم به طور مداوم به سمت تو و یاد تو پرواز میکند.
هوش مصنوعی: لبان تو همچون چشمهای زنده و پرطراوت هستند، زیرا زیبایی و طراوتی که در چهرهات وجود دارد، به مانند سبزی و شکوفایی طبیعت به دل مینشیند.
هوش مصنوعی: بالاخره کنارم از یاقوت پر شد، به خاطر تمامی اشکهایی که از چشمانم ریخته است.
هوش مصنوعی: نگاهی به کسی که به خاطر تو دلیلی برای نگاه کردن به دنیا ندارد، از غبار خاک کوی تو چشمی آماده دیده شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کُنونُ عمْرم به پاییزان رَسیدهست.
بهارِ نیکُویی از من رَمیدهست.
چنین گفت او که هرگز کس رسیدهست
عجب باشد گر اینجا کس ندیدهست
دلیری کاو صف مردان بدیدهست
نه بازش، دیده در خواب آرمیدهست
که این چشمست کان رخسار دیدهست
که این گوش است کاوازش شنیدهست
یکی گفتا کسی مثلش ندیده ست
همانا کز کسی چشمش رسیده ست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.