لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
حکیم نزاری

سگالی هست ما را در میانه

که می‌باید شدن با او روانه

میانِ ما و او چیزی نمانده‌ست

مگر ماییِ ما دام است و دانه

به جز اویی که هستِ اوست مطلق

دگرها جمله افسون وفسانه

مقلّد می‌کند دعوی که هستم

زغالی و مقصر آن یگانه

ولی ممکن بود هرگز که خفاش

ورای سدره سازد آشیانه

زهی ناممکن آخر در غدیری

کجا گنجد محیط بی‌کرانه

بتر از بت‌پرستی خودپرستی

درافتاده به دورانِ زمانه

بود کز بت‌پرستی باز آیند

کنند از دیر رخ در کعبه خانه

چو غل باشد که در گردن بماند

وبالِ خودپرستی جاودانه

نزاری با سخن‌دان دارد این رمز

نه با نادان که گوید احمقانه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
قطران تبریزی

یکی گردد بپیروزی دو خانه؟

بمردی باشدش ملک شهانه

سپاهی پیش او شد بی کرانه

همه شیران جنگی و جوانه

جگرشان کرد پیکان را نشانه

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
انوری

مرا دی یاسمن پیغام دادست

به تو ای صاحب و صدر یگانه

ز هر نوعی سخن گفتست پنهان

غرض را درج کرده در میانه

چه فرمایی کنون پیغام او را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه