زبان تیز دارم همچو الماس
ز الماسم بترسید ایّهاالناس
ملامت تا به کی خواهم کشیدن
ازین مشتی خطا بینان نسناس
خدنگ آه من از چرخ بگذشت
چو تیز ناوک از اوراق قرطاس
دوای درد من داند طبیبی
که فربه بازبشناسد ز آماس
چه داند آنکه از دکّان عطّار
نداند فرق کردن خانه کنّاس
تواند مرده زنده کرد هرگز
فسرده هم چو روحالله به انفاس
فروافتاد تشتِ نام و ننگم
ز بام گنبد این نیل گون آس
صدای عشقم از صندوق گردون
برآمد تا فتاد این مهره در تاس
مرا در بزم فطرت عشق در حلق
دمادم ریخته کاس از پی کاس
اگر مستی کنم بر من مکن عیب
ز مستی من ای هشیار مهراس
برآوردم درون خنب غسلی
فرو شستم وجود از چرکِ ادناس
غلام مرد دهقانم چه بودی
که بر خمخانه شب میداد می پاس
نزاری خوشهچین خرمن اوست
اگر پشتش شود چون ماه نو داس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با بهرهگیری از زبان تیز و قوی خود، از عواطف و احساسات عمیقش سخن میگوید. او به مردم هشدار میدهد که از تیزی کلامش بترسند و از سرزنشها و بدگوییها خسته شده است. شاعر به نقش دکتر و درمانگری اشاره میکند که باید دردهای او را بشناسد و درک کند. او همچنین به موضوع عشق و مستی میپردازد و بیان میکند که در حالت مستی، نباید او را قضاوت کنند. در نهایت، شاعر از زندگی و تلاشهای کشاورزانه سخن میگوید و به ارزشهای ساده و واقعی زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من زبانی تند و برنده دارم مانند الماس؛ پس ای مردم، از من بترسید.
هوش مصنوعی: من تا چه زمانی باید بار ملامت و سرزنش را بخورم به خاطر اشتباهات چند نفر که درک درستی ندارند؟
هوش مصنوعی: زخمی که ناشی از آه من است، به سرعت از دایره زمان عبور کرد، مانند تیزی که ناوک از روی کاغذ میگذرد.
هوش مصنوعی: فقط دکتر میتواند درد من را درمان کند که به خوبی نشانههای بیماری را بشناسد و بتواند آن را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: کسی که از چگونگی کار عطار و تفاوتهای آن چیزی نمیداند، چگونه میتواند درباره عمق مسائل و ظرافتهای دیگر قضاوت کند؟
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند روحی تازه به زندگی ببخشد، اما هرگز نمیتواند انسانهای بیاحساس و افسرده را مانند روحالله با نفسهایش زنده کند.
هوش مصنوعی: تشت نام و ننگ من از بالای گنبد آسمان نیلگون سقوط کرد.
هوش مصنوعی: صدای عشق من از آسمان به گوش رسید و این باعث شد که سرنوشت من در بازی زندگی تغییر کند.
هوش مصنوعی: در محفل طبیعی عشق، به طور مداوم به من شراب میریزند و نوشیدنی های مختلف را یکی بعد از دیگری به من میدهند.
هوش مصنوعی: اگر من در حال مستی به سر میبرم، تو به من ایراد نگیرید و نگران نباش.
هوش مصنوعی: من در دل تاریکی، خود را شستوشو دادم و وجودم را از زشتیها پاک کردم.
هوش مصنوعی: من خدمتگزار مرد دهقان هستم، چه چیزی بود که شبها در خمخانه به من میدادند و من را به مینوشی ترغیب میکردند.
هوش مصنوعی: خوشهچین خرمن، همان کسی است که حاصل کار و تلاش را جمعآوری میکند. اگر او در پسزمینهاش چیزی شبیه به ماه نو باشد، یعنی در شرایط دشواری قرار گیرد، در این شرایط نیز به کار خود ادامه میدهد و به جمعآوری زحمتها و ثمرات خود میپردازد. در واقع، بیانگر این است که تلاش و کوشش باید در هر شرایطی ادامه یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی بهتر ببینید ایها الناس
که می دیگر شود عالم به هر پاس
دمی از گردش حالات عالم
نمییابم نجات از بند وسواس
چو دل در عقدهٔ وسواس باشد
[...]
بخواهم گفت وصف سرخ کناس
چو کرد اندر دلم ابلیس وسواس
ترشروئی، ابوالعباس نامی
نشسته بر بساط آل عباس
بتن ماننده روباه مسلوخ
[...]
به دولت داشتند اندیشه را پاس
نشاید لعل سُفتن جز به الماس
گهی در سینهٔ مردم ز خنّاس
نهم صد دام رُسوائی زوسواس
پس از مهر خزانه دور شد پاس
به لؤلؤ سفتن آمد نوک الماس
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.