هرگز گمان مبر که کنم با تو دل دگر
با تو بر آن سرم که برم دوستی به سر
ما را به اختلافِ زمان التفات نیست
بر ما به هیچ نقصِ مودّت گمان مبر
نهنه روا مدار که بعد از وفایِ عهد
هرگز کند خلافی تو بر خاطرم گذر
گر اقتضایِ دور کند هفتهای خلاف
تشنیع بر قضا نتوان زد بدین قدر
در بابِ عرضِ بندگی ات گر مقصّرم
آن به که با مشاهده اندازم این سمر
با لطفِ خود بگوی که چون زابتدا مرا
کردی قبول باز مگیر آخر آن نظر
تا حاسدان گویند از بیقدم گریز
تا طاعنان نگویند از بیوفا حذر
روی و ریا نه کارِ محبّانِ صادق است
هر جا محبّت است دل از دل دهد خبر
گر بند بند باز گشایند چون قباش
صادق چو کوه بسته بود در وفا کمر
سالک درین منازل و مرحل کسی بود
کز خویشتن به پای ارادت کند سفر
آری نزاریا من و ما چیست جز حجاب
از خویشتن به در شو و از خود به در نگر
تا بر تو باز صورتِ فطرت شود عیان
وز برزخِ مخیّله بیرون شوی مگر
ماییم و دوستی غمِ دشمن نمیخوریم
مَی میخوریم نه غم تو نیز غم مخور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان وفاداری و صمیمیت در دوستی میپردازد. شاعر میگوید هرگز گمان نکن که به تو بیمحبت میشوم و تأکید میکند که اختلاف زمان نمیتواند بر دوستی تأثیر بگذارد. او نسبت به وفاداری و عهدی که با دوستش بسته، هوشیار است و میخواهد که اگر به ظاهر مشکلاتی پیش آمد، احساس سوءظن نکند. شاعر همچنین اشاره دارد که محبت حقیقی نیاز به رویا و تظاهر ندارد و باید از دل به دل منتقل شود. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید از خود دور شود و درک عمیقتری از دوستی و وفا پیدا کند.
هوش مصنوعی: هرگز فکر نکن که من عشق یا علاقهام به تو تغییر میکند، زیرا من فقط به دوستیام با تو ادامه میدهم و هیچ چیز دیگری برای من مهم نیست.
هوش مصنوعی: ما به تفاوتهای زمانی توجهی نداریم، بنابراین هرگز گمان نکن که در محبت ما کمبودی وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرگز اجازه نده که بعد از اینکه به وعدهات عمل کردی، خاطرت از من بد شود یا به قولی خلاف کنی.
هوش مصنوعی: اگر زندگی خواسته باشد که در یک هفته دچار مشکلاتی شویم، ما نمیتوانیم به تقدیر و سرنوشت اعتراض کنیم و باید به همین اندازه راضی باشیم.
هوش مصنوعی: اگر در ارائهی بندگیام کاستی دارم، بهتر است که این نقص را با مشاهده و آگاهی از نعمتهایت جبران کنم.
هوش مصنوعی: لطفاً بفرمایید که چرا از ابتدا مرا پذیرفتید و حالا که نظر لطف شما به من جلب شده، آن را از من نگیر.
هوش مصنوعی: تا زمانی که حسودان از نداشتن تو بدگویی نکنند، باید مراقب باشی تا افرادی که به تو وفادار نیستند هم به تو آسیبی نزنند.
هوش مصنوعی: ظاهر و نیرنگ نشانهی محبت واقعی نیست، زیرا هر جا که عشق و محبت وجود دارد، دلها از حال یکدیگر باخبر هستند.
هوش مصنوعی: اگر همهی زنجیرها را باز کنند، همچون پیراهنی که صادقانه بر تن کوه بسته شده است، وفا و استقامت را نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: سالی که در این مراحل و مسیرها حرکت میکند، کسی است که از خود عبور کرده و با ارادت سفر میکند.
هوش مصنوعی: بله، نزاریا یعنی محدودیتها و موانع ما چیست جز پوششی که از خود واقعیمان میسازد. باید از این حجابها رهایی یابیم و به درون خود نگاه کنیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که حقیقت فطرت تو به وضوح نمایان نشود و از دنیای خیالی و تصورات بیرون نیایی، نمیتوانی به درک واقعی از خود و آنچه که هستی دست یابی.
هوش مصنوعی: ما در کنار هم هستیم و دوستیم، پس به فکر دشمنان نیستیم. ما خوش میگذرانیم و مشروب مینوشیم، پس تو هم نگران نباش و غصه نخور.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سروست و بت نگار من آن ماه جانور
ار سرو سنگ دل بود و بت حریر بر
باری ندانمت که چه خو داری ای پسر
تا نیستی مرا و ترا هیچ درد سر
همچون مه دو هفته برون آیی از وثاق
همچون مه گرفته درون آییم ز در
رغم مرا چو سرکه مکن چون بمن رسی
[...]
اخگر هم آتشست ولیکن نه چون چراغ
سوزن هم آهنست ولیکن نه چون تبر
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر و شر زبانش دو شاخ وتر
آن سوسن سپید شکفته به باغ در
یک شاخ او ز سیم و دگر شاخ او ز زر
پیراهنیست گویی دیبا ز شوشتر
کز نیل ابره استش و از عاج آستر
تا بیشتر زند بدلم عشق نیشتر
باشد مرا بمهر بتان میل بیشتر
اندیشه یکی پسر اندر دلم فتاد
هرگز نیامده ببر من چنو پسر
تا عشق آن پسر بسرم بر نهاد رخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.