من تشنه ترم ساقی حالی به من آور می
تا توبه کنم باطل اکنون نکنم پس کی
گر صالح و گر فاسق بر فطرت خویشم من
تو تخم نکو بفشان وز ما بستان ده وی
آن را که به خاک رز کردند عجین خاکش
هرگز نکند توبه ور گفت کنم هی هی
مشنو سخن احمق بیهوده چه می گوید
فطرت نشود دیگر توبه چه کند با وی
یک جرعه به هم بر زد مجنون سبک دل را
شد مست و رقیبانش کردن برون از حی
خوردست خضر آبی کز خاصیت فعلش
ترکیب وجود او هرگز نشود لاشی
عکس قدح مستان گر صبح دمی ناگه
بر چشمه ی خضر افتد از شرم شود در خوی
ای یار ز من بشنو از دختر رز رمزی
کو هست و نمیداند هم شیره ی جام کی
خاصیت آب خضر اینک بنگر بستان
تا هست علی التعیین در چشمه ی جام می
در حوصله ی عاقل این رمز نمی گنجد
عاقل نبرد بیرون از منزل ما این پی
این بار که بازآید با عقل بگو ای دل
زنهار نیندازی بر کار نزاری فی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید و تمایل به نوشیدن می را برای رهایی از گناهان و توبه بیان میکند. او به نوعی اشاره دارد که همه انسانها، چه صالح و چه فاسق، از فطرت واحدی برخوردارند و توبهکردن برای کسانی که در عشق غرق شدهاند، غیرممکن است. شاعر به مجنون و داستان آب خضر اشاره میکند که از عشق و مستی ناشی از آن، به حالتی شگفتانگیز میرسد. در نهایت، او به عشق و رازهایی که موجودات و جریانهای معنوی در دل دارند، میپردازد و هشدار میدهد که عقل نمیتواند به درک عمیق این رموز برسد.
هوش مصنوعی: من به شدت تشنهام، ای ساقی، حال و روزی به من بده تا توبه کنم؛ اما اکنون نمیخواهم دست از گناهان بردارم. پس این کار را چه زمانی انجام دهم؟
هوش مصنوعی: خواه چه انسان نیکوکاری باشم و خواه انسان نادرستی، من به فطرت و طبیعت خودم باقیام. تو تخم نیکو بکار و از من محصول خوبی بستان.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق و زیبایی آغشته شده و در دلش فرورفته، هرگز از آن دور نمیشود و حتی اگر بخواهد، نمیتواند خود را از آن جدا کند.
هوش مصنوعی: به سخنان بیهوده و احمقانه توجه نکن، زیرا ذات انسان تغییر نمیکند و با او نمیتوان دوباره توبه کرد.
هوش مصنوعی: مجنون که دلش سبک و بیبار است، با یک جرعه شراب مست شد و رقیبانش را از دور و برش دور کرد.
هوش مصنوعی: آب خضر خاصیتی دارد که میتواند وجود کسی را همیشه زنده نگه دارد و او را از نابودی محافظت کند.
هوش مصنوعی: اگر ناگهان در صبح، تصویر جام مینوشان بر چشمهی خضر بیفتد، به خاطر شرم، چشمه هم درون خود خجالت میکشد.
هوش مصنوعی: ای دوست، از من بشنو درباره دختر زیبایی که رمزی در وجودش نهفته است و خودش نمیداند که اصل و حقیقت این راز چیست.
هوش مصنوعی: ویژگیهای آب خضر را اکنون در باغ ببین، زیرا در چشمهی می، علیالتعین وجود دارد.
هوش مصنوعی: عاقل نمیتواند در فضای محدود خود این راز را درک کند. او نمیتواند بهراحتی از محیط خود به بیرون برود و این پیام را درک کند.
هوش مصنوعی: بار دیگر که او برگردد، با عقل به دل بگو که مراقب باشد و در کار ناامیدی و اندوه نیفتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کفی چو کف موسی، دستی چو دم عیسی
در علم دمی شافی، در کار کفی کافی
گستاخی و پرگوئی تا چند کنی ای فیض
بگذر تو از این وادی تن ده به شکیبائی
آتش به من اندر زن سوز دلم افزون کن
این دود وجودم را از روزنه بیرون کن
تو خود آیینهای، در خود نظر کن
که بینی عاقبت روی نکویی
آن چهره بدین خوبی آشوب جهانستی
گویند بهشتیهست گر هست همانستی
شاهی که بر او ختمست آیات جهانداری
و آمد به صفت رایش مرآت جهانداری
شاهی که ولای او داروی غمانستی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.