گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

 
حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری » غزلیات
 

تو در آ خانه کیا کیست دگر خانه ی توست

من کی ام هیچ بجز تو همه بیگانه ی توست

گر چه پروانه صفت مولع شمعیم همه

سوختن کار خلیل است که پروانه ی توست

نفس و ارکان طبیعت به محل مجبورند

عقل خود شاهد حال است که دیوانه ی توست

من آشفته نی ام محرم اسرار رجال

هر که بیرون ندهد راز تو مردانه ی توست

دانه از پنبه ی حلاج جدا میکردم

پود و تارش همه آن است که در شانه ی توست

کشت زاریست جهان آب و زمینش همسان

حق و باطل همه از ریختن دانه ی توست

ما نداریم دگر با دگری پیمانی

خود نزاریِّ گدا مست ز پیمانه ی توست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.