دوش می دیدم که بودی در کنارم آفتاب
داشتی بر کف گرفته تا به لب جام شراب
دوستکامی خورد و بر دستم نهاد و بوسه داد
گفت امشب از لبم انصاف خواه و کام یاب
گاه از خورشید چون خفاش حیران بودمی
گاه همچون ذره در هم رفته از بس اضطراب
گاه سر بنهادمی بر پاش همچون دامنش
گاه بر پیچیدمی زلفش به گردن چون طناب
گاه دستی کردمی آهسته در گیسوی او
بوسه ها بربودمی گاه از دهانش بر شتاب
گاه از بوی عرق چینش دماغم پر بخور
گه ز زلف عنبرینش دامنم پر مشک ناب
گه کنارم از میانش همچو کوثر پر زلال
گه دهانم از لبانش حلقه لعل مذاب
بر سرم کردی پیاپی چند جام آتشین
بر جمال عالم آرایش شدم مست و خراب
مست در آغوش او بودم که خوابم در ربود
بیش از این اگه نی ام اِمّا خطا اِمّا صواب
من ندانم یعلم الله تا به شب خورشید را
چون توان در بر به بیداری گرفتن یا به خواب
در مقامات محقق خوب و بیداری یکی ست
خوش نزاری خوش مقامی یافتی خیرالمآب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر تصویری از یک شب پر شور و عشق را ترسیم میکند که در آن معشوقی کنارش نشسته و در حال نوشیدن شراب هستند. شاعر به زیبایی لحظات مختلف عاطفی را توصیف میکند؛ از بوسهها و نوازشها گرفته تا حس مستی و شگفتی. در این لحظات، او از زیبایی معشوق و تجربیات عاشقانهاش میگوید و به احساساتش اشاره میکند که گاه مانند خورشید و گاه مانند ذرهای نگران است. این شب سرشار از عشق و شور به گونهای توصیف میشود که شاعر در نهایت به حالت مستی و خواب میرسد و میگوید که در حالتی بین بیداری و خواب قرار دارد، اما نمیداند که کدام یک واقعیتر است. تمامی این تصاویر نشاندهندهی زیبایی و لذتهای عاشقانه است.
هوش مصنوعی: دیشب دیدم که تو در کنارم بودی و در دستت آفتابی درخشان داشت که تا لب جام شراب را روشن کرده بود.
هوش مصنوعی: دوست محبوبم نزد من آمد و بر دستانم بوسه زد. او گفت: امشب از لبان من حسن نیت طلب کن و از لذت آن بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: گاهی مانند خفاشی که از نور خورشید گیج و سردرگم است، سرگردان بودم و گاهی مانند ذرهای درهم رفته بودم که اوج اضطراب را احساس میکردم.
هوش مصنوعی: گاهی سرم را بر پای او میگذارم مانند دامن او، و گاهی هم زلف او را همچون طنابی به دور گردنم میپیچم.
هوش مصنوعی: گاهی آرام دستم را در موهای او میکشیدم و بوسههایی از آنها میگرفتم و گاهی هم از لبانش سریعاً بوسه میگرفتم.
هوش مصنوعی: گاهی از بوی عرق او، دماغم پر میشود و گاهی از عطر زلفهایش، دامنم پر از بوی مشک ناب میگردد.
هوش مصنوعی: گاهی کنار من، مانند کوثری پر از آب زلال است، و گاهی دهانم از لبان او مانند حلقهای از لعل مذاب میگردد.
هوش مصنوعی: بر سرم بارها جامهایی پر از آتش ریختی و من به زیبایی این دنیا دلبسته شدم و حالا مست و نابود شدهام.
هوش مصنوعی: در آغوش او نشسته بودم و غرق خواب شدم، در این وضعیت نمیدانم که کارم درست است یا اشتباه.
هوش مصنوعی: من نمیدانم، فقط خدا میداند که تا شب چه زمانی میتوانم خورشید را در آغوش بگیرم؛ آیا در حالت بیداری میتوانم این کار را انجام دهم یا در خواب؟
هوش مصنوعی: در فضائل و مراحل تحقیق، آگاهی و بیداری یکی از ویژگیهای مهم است. تو در جایگاه خوب و با بهرهوری زیادی قرار داری و این نیکوست که به این حال رسیدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهریار دادگستر خسرو مالک رقاب
آنکه دریا هست پیش دست احسانش سراب
آسمان جود گشت و جود ماه آسمان
آفتاب ملک گشت و ملک چرخ آفتاب
بنگر اکنون با خداوند جهان شاه زمین
[...]
تا ببردی از دل و از چشم من آرام و خواب
گه ز دل در آتش تیزم گه از چشم اندر آب
عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز
مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد کباب
با رخم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر
[...]
مهترا ، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست
تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب
قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد
روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب
تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب
[...]
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
[...]
ای بیان جود تو بر کاغذ روز سپید
نقش کرده خامه قدرت به زر آفتاب
هر کجا کلک تو شد بر صفحه کاغذ روان
تیغ هندی را نماند با نفاذش هیچ تاب
در هوایت هر که چون کاغذ دوروئی پیشه کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.