خوش وقت صبوحیان شبخیز
بر دست گرفته آتش تیز
آتش نه که آب زندگانی
آبی است ولیکن آتش انگیز
تلخی و هزار جان شیرین
جانی و هزار ملک پرویز
ای دوست بیا بهرغم دشمن
گر خون من است در قدح ریز
تا می به معاد خود رسد باز
با خون دل منش برآمیز
ناگه گیرد اجل گریبان
از دامن دوستان درآویز
پرهیز مکن ز می بیاموز
عیش و طرب و ز خود بپرهیز
جان است به جانی آرزومند
دریاب نزاریا و مستیز
بنشین پس کار خویش بنشین
برخیز ز هرچه هست برخیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به دعوت از دوستی برای جشن و شادمانی میپردازد و به اهمیت لذت بردن از زندگی و لحظات زیبا تاکید دارد. شاعر با اشاره به آتش و آب، به تضادهای زندگی اشاره میکند و میگوید که باید از تلخیها گذشت و به زندگی شیرین پرداخت. او همچنین هشدار میدهد که عمر کوتاه است و باید از فرصتهای خوشی بهره برد. در نهایت، شاعر دعوت به نشستن و تفکر میکند و از دوست میخواهد که از سختیها فاصله بگیرد و به عیش و شادابی بپردازد.
هوش مصنوعی: صبحخیزان خوشوقت در شب، آتش تندی را در دست دارند.
هوش مصنوعی: آتش نماد شور و هیجان است. آب، که نمایانگر آرامش و زندگی است، در ظاهر میتواند ملایم به نظر برسد، اما در واقع آتش قدرت و انگیزهای دارد که میتواند زندگی را بیدار کند و به حرکت درآورد.
هوش مصنوعی: زندگی میتواند تلخیها و سختیهای زیادی داشته باشد، اما در کنار این تلخیها، لحظات شیرین و خوشی هم وجود دارد، مانند جمال زیبا و ویژگیهای عالی که ما را شاد میکند و ارزش زندگی را بیشتر میسازد.
هوش مصنوعی: ای دوست، بیا با وجود دشمنان، هرچند که خون من در این جام ریخته شده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به هدف نهایی خود نرسم، با درد و رنج خود کنار نخواهم آمد.
هوش مصنوعی: ناگهان مرگ میتواند به راحتی به سراغ دوستان بیاید و آنها را از یکدیگر جدا کند.
هوش مصنوعی: از می پرهیز نکن و خوشی و شادی را یاد بگیر و از خودت دوری کن.
هوش مصنوعی: جان انسان به زندگی و محبت نیازمند است، پس ای دریاب، نگاه کن و نگذار که این آرزو و تمنا از بین برود.
هوش مصنوعی: بنشین و به کار خودت فکر کن و از هر چیزی که مانع توست، فاصله بگیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دشمن دوست روی پرهیز
چون هیزم خشک و آتش تیز
از چاشنی دم سحر خیز
سحری دگر از سخن برانگیز
وقت طرب است، ساقیا، خیز
در ده قدح نشاط انگیز
از جور تو رستخیز برخاست
بنشان شر و شور و فتنه، برخیز
بستان دل عاشقان شیدا
[...]
برخیز و صبوح را برانگیز
جان بخش زمانه را و مستیز
آمیخته باش با حریفان
با آب شراب را میامیز
یاد تو شراب و یاد ما آب
[...]
گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز
تا در صفِ گل نشیند او نیز؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.