کار ما بیرون شد از ساز و نوا
وقت تجرید است و کنج انزوا
آسمان ما را در اقصای زمین
یک زمان خوش دل نمی دارد روا
در زمین خود راستی ننهاده اند
آفرینش را بر این دارم گوا
نفی تهمت را منجم می کند
راستی نسبت به خط استوا
کاش باری آسمان منعکس
پشت کوژ خویش را کردی دوا
تا به دنیا در چه خیر آمد پدید
زین گروه ناحفاظ بی نوا
سر تهی چون طبل پر باد غرور
بر کشیده تا به علیین لوا
عاقلان شان سخرة رای و قیاس
جاهلان شان فتنة کام و هوا
باش از این غولان نزاری بر حذر
بت هنوز از غول بهتر پیشوا
گرد بت رویان حسن افزای گرد
بلبلی بر گلرخان می زن نوا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر در مورد جدایی و انزوا میپردازد. او بیان میکند که زمان تجرد فرارسیده و آسمان او در دوردست زمین، دلش را شاد نمیکند. او به بیعدالتیهای موجود در زمین اشاره دارد و تاکید میکند که حقیقت در این دنیا جایگاهی ندارد. شاعر آرزو دارد که آسمان، پشت مشکلاتش را برطرف کند و به ظهور خیر در دنیا اشاره میکند. او درباره وحشت از جاهلان و غفلتهای آنها سخن میگوید و هشدار میدهد که باید از این غولها بر حذر بود. در پایان، به زیباییهای زندگی و لذتهای آن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: کار ما از هماهنگی و موزونی که داشتیم، جدا شده است. اکنون زمان دوری از دنیا و تنهایی فرارسیده است.
هوش مصنوعی: در دورترین نقاط زمین، آسمان ما هرگز دلش را شاد نمیکند.
هوش مصنوعی: در زمین، حقیقت و صداقت را نگذاردهاند و من به این موضوع شهادت میدهم.
هوش مصنوعی: اگر اتهامی وجود داشته باشد، حقیقت میتواند آن را روشن کند و در این میان، خط استوا به عنوان استانداردی برای ارزیابی واقعیات به شمار میآید.
هوش مصنوعی: ای کاش آسمان تصویر خود را که در پشت کوه خمیدهاش منعکس شده، درمان میکرد.
هوش مصنوعی: این دنیا چه سودی دارد که به خاطر این گروه ناتوان و بیسرپرست به وجود آمده است؟
هوش مصنوعی: سرباز بیخبر از حقیقت، مانند طبل خالی است که فقط از باد پر شده و به سمت آسمان بلند میشود.
هوش مصنوعی: افراد عاقل به تفکر و استدلال خود اهمیتی میدهند، در حالی که افراد نادان به تمایلات و خواستههای خود دچار فتنه و آشفتگی میشوند.
هوش مصنوعی: از این موجودات بزرگ و خطرناک دوری کن، زیرا بت هنوز از این غولها بهتر است که رهبر هستند.
هوش مصنوعی: به دور زیبایانی که زیبایی را بیشتر میکنند، مانند بلبل که به گلرخسار مینگرد و نغمهای میسراید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیگری پرسید ازو کای پیشوا
هست گستاخی در آن حضرت روا
هرچه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
من بران نیت که چون خوش شد هوا
بعد ازین عالم برون شد ز انزوا
اندرین ره گر نداری پیشوا
کی ز وصل دوست گردی بانوا
مرحبا، ای عندلیب خوشنوا!
فارغم کردی، ز قید ماسوا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.