گنجور

 
حکیم نزاری

می بایدم که بشنوم آواز دل‌نواز

تا بار دیگرم شود امید تازه باز

در بارگاه نفس بهیمی بمانده‌ام

باشد که در خلاص دهندم خط جواز

تا کی توان شنید محالات و باز گفت

افسانهٔ میان‌تهی و قصهٔ دراز

بسیار در کشاکش ایام بوده‌ام

گه زیردست مدعیان گه زبرفراز

ما به اعتراض مشنّع چه التفات

خو کی توان ز همدم دیرینه کرد باز

هم عاقبت به سدره رسد مرغ آه من

نبود حجاب بر گذر مرغِ با نیاز

در ابتدا قبول اجابت نیافته

هرگز گمان مبر که نمازی بود نماز

محمود رفت و مظلمه برد از جهان و ماند

باقی میان خلق خردمندیِ ایاز

دست از جهان بشوی و طمع بگسل از حیات

نزدیک پادشاه چو گشتی محل راز

خفاش در حجاب بماند از جمال خور

سرّی بود هر آینه در چشم بندباز

حربا ز حیرتی که بر او غالب آمده است

از تاب خود نمی‌کند البته احتراز

گر قافیه دوباره شود شوق غالب است

آری نزاریا تو و درگاه بی‌نیاز

تا کی هوا کنی چو شتر هر زمان مده

از کف زمام عمر گران‌مایه بر مجاز

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ازرقی هروی

ای دست منت تو بمن بنده در دراز

درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز

درهای رنج بسته بمن بر سخای تو

بر من در سرای تو بیگاه و گاه باز

صد کس نیازمند من و من بجاه تو

[...]

وطواط

در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز

بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز

ناکامم از تو ، ور چه برآوردمت بکام

رنجورم از تو ، ور چه بپروردمت بناز

هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

ایچرخ سفله پرور خس یاردون نواز

تا کی خطا و چند دغا راستی بباز

حمیدالدین بلخی

چرخ و زمین ز برف و ز یخ کرد برگ و ساز

در پوش پوستین که دی آمد ز در فراز

بس مومن بهشتی کز خوف رنج دی

خواهد که در میان جهنم شود دراز

هست از کمال شدت سرما در آبگیر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حمیدالدین بلخی
ظهیر فاریابی

ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد

جان عدو فتد چو دل شمع در گداز

هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست

در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز

دیگر شکی نماند جهان را درین که هست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه