می بایدم که بشنوم آواز دلنواز
تا بار دیگرم شود امید تازه باز
در بارگاه نفس بهیمی بماندهام
باشد که در خلاص دهندم خط جواز
تا کی توان شنید محالات و باز گفت
افسانهٔ میانتهی و قصهٔ دراز
بسیار در کشاکش ایام بودهام
گه زیردست مدعیان گه زبرفراز
ما به اعتراض مشنّع چه التفات
خو کی توان ز همدم دیرینه کرد باز
هم عاقبت به سدره رسد مرغ آه من
نبود حجاب بر گذر مرغِ با نیاز
در ابتدا قبول اجابت نیافته
هرگز گمان مبر که نمازی بود نماز
محمود رفت و مظلمه برد از جهان و ماند
باقی میان خلق خردمندیِ ایاز
دست از جهان بشوی و طمع بگسل از حیات
نزدیک پادشاه چو گشتی محل راز
خفاش در حجاب بماند از جمال خور
سرّی بود هر آینه در چشم بندباز
حربا ز حیرتی که بر او غالب آمده است
از تاب خود نمیکند البته احتراز
گر قافیه دوباره شود شوق غالب است
آری نزاریا تو و درگاه بینیاز
تا کی هوا کنی چو شتر هر زمان مده
از کف زمام عمر گرانمایه بر مجاز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوید شاعر احساس نیاز به شنیدن آواز دلنواز را دارد تا امید جدیدی در او زنده شود. او در حال گذر از موانع درونی و بیرونی است و به جستجوی راههایی برای رهایی از محدودیتها و مشکلات زندگی میباشد. شاعر به چالشهای زندگی و کشمکشهایی که پشت سر گذاشته، اشاره میکند و به این میاندیشد که چطور میتوان با خدای بزرگ ارتباط برقرار کرد. او به عدم پذیرش در آغاز در دعا و نیایش خود اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که انسان باید از تعلقات دنیوی دست بردارد و به معنای حقیقی وجود خود نزدیک شود. در نهایت، این شعر دعوتی است به بیداری از غفلت و توجه به عمق زندگی و رهایی از ظواهر دنیا.
هوش مصنوعی: باید صدای دلچسبی را بشنوم تا دوباره امید تازهای در من زنده شود.
هوش مصنوعی: در کنار خودخواهی و دنیازدگی قرار دارم، شاید روزی به من اجازه نجات از این وضعیت را بدهند.
هوش مصنوعی: چقدر میتوان به شنیدن سخنان غیرواقعی و داستانهای بیاساس ادامه داد و دوباره آنها را روایت کرد؟
هوش مصنوعی: من در طول زندگیام بارها در موقعیتهای مختلف بودهام؛ گاه در برابر افرادی که خود را محق میدانند قرار گرفتهام و گاه در اوج و برتر از آنها بودهام.
هوش مصنوعی: ما به چه چیزی توجه کنیم که بتوانیم از دوست قدیمی خود فاصله بگیریم و به حرفهای معترض گوش دهیم؟
هوش مصنوعی: هرکس در نهایت به مقام و منزلتی والاتر میرسد، اما من که نیاز و خواستهای دارم، نمیتوانم این حجاب و مانع را مرور کنم.
هوش مصنوعی: اگر در ابتدا، دعایی مستجاب نشود، هرگز گمان نکن که آن دعا، مانند نماز است.
هوش مصنوعی: محمود از دنیا رفت و ظلمتی را با خود برد، اما در میان مردم، خردمندی مانند ایاز باقی ماند.
هوش مصنوعی: از دنیای مادی دل بکن و آرزوهایت را از زندگی کنار بگذار؛ هنگامی که نزدیک پادشاه شدی، رازها برایت فاش میشود.
هوش مصنوعی: خفاش بهدلیل زندگی شبانهاش، از زیباییهای خورشید دور میماند، اما راز گرانبهایی در چشم یک شکارچی پرنده نهفته است که همیشه به دنبال فرصت است.
هوش مصنوعی: این شخص به خاطر حیرت و شگفتی که بر او چیره شده، نمیتواند خود را کنترل کند و از وضعیتش فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر دوباره قافیه تکرار شود، شوق و رغبت بر همه چیز غالب خواهد شد. نزاریا، تو و درگاه بینیاز در این حالت قرار دارید.
هوش مصنوعی: به چه علت مانند شتر هر لحظه آزادی خود را در اختیار بیمسئولیتی قرار میدهی؟ نباید دست از کنترل زندگی باارزش خود برداری و آن را به تماشا بگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دست منت تو بمن بنده در دراز
درگاه تو ز حادثه من بنده را جواز
درهای رنج بسته بمن بر سخای تو
بر من در سرای تو بیگاه و گاه باز
صد کس نیازمند من و من بجاه تو
[...]
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
ناکامم از تو ، ور چه برآوردمت بکام
رنجورم از تو ، ور چه بپروردمت بناز
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو
[...]
ایچرخ سفله پرور خس یاردون نواز
تا کی خطا و چند دغا راستی بباز
چرخ و زمین ز برف و ز یخ کرد برگ و ساز
در پوش پوستین که دی آمد ز در فراز
بس مومن بهشتی کز خوف رنج دی
خواهد که در میان جهنم شود دراز
هست از کمال شدت سرما در آبگیر
[...]
ای خسروی که از تف تیغ تو در نبرد
جان عدو فتد چو دل شمع در گداز
هرجا که می روی ظفر اندر رکاب توست
در هیچ منزل از تو نخواهد فتاد باز
دیگر شکی نماند جهان را درین که هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.