غایب نشد زمانی از خاطرم خیالت
در پیش چشم دارم آیینهٔ جمالت
هر بامداد دیدن رویت خجسته باشد
فرخ کسی که گیرد بر خویشتن به فالت
سر بر خط ارادت داریم و دیده بر در
تا کی دهند ما را پروانهٔ وصالت
دلها نثار پایت جانها فدای نامت
گر خون ما بریزی این نیز هم حلالت
با نقش بند اول صورت کند نیفتد
از نوک کلک قدرت یک نقطه همچو خالت
عیسی نفس نیارد با معجز دهانت
موسی نظر بدوزد از پرتو جلالت
وقتی که خشمناکی، با ما عتاب میکن
بر هم مزن جهانی کز ما بود ملالت
گفتم همه تو را ام خود را طلاق دادم
تا بو که محو گردم در هستی کمالت
گفتا قدم نداری تا کی دم ای نزاری
بس کن که در نگیرد با ما به قیل و قالت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او هر روز با دیدن چهره محبوبش احساس خوشبختی میکند و آرزو دارد که به وصال او برسد. در بیان احساساتش، اظهار میکند که دل و جانش را فدای محبوبش میکند و حتی اگر خونش بریزد، برایش حلال است. همچنین، او قدرت و عظمت معشوق را ستایش میکند و به قدرت معجزاتی که او میتواند انجام دهد اشاره میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که برای رسیدن به کمال و زیبایی معشوق، خود را از همه چیز جدا کرده و خواهان محو شدن در محبت اوست.
هوش مصنوعی: هیچگاه تصویر تو از یادم نمیرود و همیشه زیباییات را در نظرم دارم.
هوش مصنوعی: هر روز صبح، دیدن چهره تو موجب خوشحالی و سعادت است. خوشبختی از آن کسی است که تو را در آرزوهایش داشته باشد.
هوش مصنوعی: ما با کمال ارادت سر بر خط تو گذاشتهایم و چشمانمان به در دوخته شدهاند؛ نمیدانیم تا چه زمانی باید منتظر بمانیم تا ما را به وصال و نزدیکیات برسانند.
هوش مصنوعی: دلها در راه تو قربانی میشود و جانها برای نام تو فدای میگردد. حتی اگر خون ما را هم بریزی، این نیز بر تو حلال است.
هوش مصنوعی: هیچگاه زیبایی و هنر اولیه تو از نوک قلم تواناییام کم نمیشود؛ تو همانند یک نقطه در چهرهات میدرخشی.
هوش مصنوعی: عیسی نمیتواند از تأثیر کلام تو بهرهمند شود، ولی موسی میتواند به عظمت و جلال تو نگاه کند و از نور آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: زمانی که عصبانی هستی و با ما صحبت میکنی، آرام و قرار خودت را از دست نده، زیرا دلتنگی و ناراحتیای که از ما ناشی میشود، هیچ فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: من به خودم گفتم که همه چیز را رها میکنم و فقط به تو توجه میکنم، تا بتوانم بهطور کامل در زیبایی و کمال تو غرق شوم.
هوش مصنوعی: گفت: تو که هیچ تلاشی نمیکنی، چرا مدام در این بحثها مداخله میکنی؟ بهتر است که دیگر ادامه ندهی، چون این جدلها فایدهای ندارد و به هیچ نتیجهای نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالت
شیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت
هم هر دو کون برقی از آفتاب رویت
هم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت
بر باد داده دل را آوازهٔ فراقت
[...]
ای شمع آسمانی پروانه جمالت
هر دیده ئی و مهری از خاتم مثالت
جمشید کیست، مرغی در آشیان ملکت
خورشید چیست، ماهی برخیمه کمالت
هر شب برسم تحفه، از مجلس کواکب
[...]
چون در سخن درآمد لعل شکر مقالت
آب حیات ریزد از چشمه زلالت
دانی که چیست مه را اندر میان سیاهی
یک نسخه ایست مظلم از دفتر کمالت
بیچاره من بماندم محروم از چنان روی
[...]
ای عید روزهداران ابروی چون هلالت
وی شام صبح خیزان زلف سیاه و خالت
خورشید چرخ خوبی عکس فلک نوردت
ناهید برج شادی روی قمر مثالت
پشت فلک شکسته مهر قضا توانت
[...]
در کنج غم نشستم خورسند باخیالت
خوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالت
این بس که سوزیم جان هر دم به داغ هجران
من کیستم که باشم شایسته وصالت
تیغم به فرق راندی وز فرقتم رهاندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.