هر دل که مقیم لامکان شد
در عالم امر قهرمان شد
فارغ ز قبول کفر و دین گشت
بیرون زحدود جسم و جان شد
او نیست ولی به حکم وحدت
هر چیز که اوست مطلق آن شد
در غیب سخن نمی توان گفت
وز غیب به در نمی توان شد
آنکس بدید بی بصر گشت
وآنکس که شنید بی زبان شد
سریست میان اهل باطن
کز عینِ عیان ما نهان شد
چون کرد ظهور در بطون باز
بر چشم عیان ما نهان شد
از ذات و صفات هرکه شد محو
مستغرق ذات بی نشان شد
گویند نزاریِ هوایی
از عقل بگشت و در هوان شد
دنیا به خران دهر بگذاشت
عیسی به طواف آسمان شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالاتی میپردازد که انسان در ارتباط با حقیقت و وحدت وجود به دست میآورد. هر کس که از قید و بندهای دنیوی رها شود و به مقام لامکان برسد، در عالم امر به قهرمانی میرسد و از تقسیمات مانند کفر و دین و همچنین جسم و جان فراتر میرود. این مقام، مقام وحدت است که در آن همه چیز به ذات مطلق متصل میشود. در حقیقت، از درک و بیان یا از وجود ظاهری به درستی نمیتوان سخن گفت. در این حالت، فرد به نوعی بینایی و شنوایی درونی دست مییابد که از شکل ظاهری خارج است. این شعر به تجربههای عمیق باطنی اشاره دارد که در آن فرد حیات دنیوی را رها کرده و به تجلیهای بالاتر وجود پی میبرد. در پایان، شاعر از حالتی از رهایی و سیر در آسمان سخن میگوید.
هوش مصنوعی: هر دلی که به حالتی فراتر از مکان و زمان برسد، در دنیای واقعی توانایی و قدرتی ویژه پیدا میکند.
هوش مصنوعی: از قید و بندهای اعتقادات مختلف رهایی یافت و از محدودیتهای جسمی و روحی آزاد شد.
هوش مصنوعی: او وجود ندارد، اما به خاطر اصل یگانگی، هر چیزی که به او تعلق دارد، به طور کامل به یک حقیقت مطلق تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: جزئیات و حقایق پنهان را نمیتوان به راحتی بیان کرد و از دنیای نادیده نیز نمیتوان به سادگی خارج شد.
هوش مصنوعی: کسی که با چشمش دید، نابینا شد و کسی که با گوشش شنید، بیزبان گشت.
هوش مصنوعی: در دل اهل معرفت و باطن، موضوعی وجود دارد که از دید ظاهری ما پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: زمانی که حقیقت در دلها نمایان شد، پس آنچه که بر چشم ما آشكار بود، پنهان گردید.
هوش مصنوعی: هر که در پی شناخت و درک ذات و صفات الهی غرق شود، به گونهای در خود را فراموش میکند که دیگر هیچ نشانی از خود ندارد.
هوش مصنوعی: میگویند که نزار، در اثر تأثیرات محیطی و حالات روحی، از درک و عقلانیت خود فاصله گرفت و به نوعی به دنیای غیب و معنوی پرواز کرد.
هوش مصنوعی: عیسی، برای عبادت و رسیدن به آسمان، دنیا و مشکلات آن را به فراموشی سپرد و از آن دور شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون دید عیان جمال محبوب
از حد مکان به لامکان شد
قصه چه کنم وجود پاکش
زین مرتبه برگذشت و آن شد
آن دوست که بود خصم جان شد
آن صبر که داشتم نهان شد
ما خود به حصور مرده بودیم
خاصه که فراق در میان شد
افسوس که شادیی ندیدم
[...]
خورشید جمال ما عیان شد
زان، ظلمت شرک و شک نهان شد
انوار تجلیات حسنش
بر ذره فتاد و ذره جان شد
بر جسم رمیم چون نظر کرد
[...]
عمرم همه صرف گلرخان شد
من پیر شدم، هوس جوان شد
ایام بهار این گلستان
از سستی طالعم خزان شد
خان احمدبیک چون به جنت
از لطف خدای انس و جان شد
در تاریخش بگفت هاتف
خان احمد جانب جنان شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.