بر من بگذشت دی پگاهی
سروی و فرازِ سرو ماهی
زیبا بر و گردن و نغوله
آراسته کاکل و کلاهی
آشوبِ دلی هلاکِ جانی
بی چاره کنی ، ستیزه خواهی
گفتم که به بندگانِ مملوک
از کبر نمی کنی نگاهی
گفتا که به جانبِ گدایان
کم تر کند التفات شاهی
گفتم که اگرچه راستی را
در حسن تو نیست اشتباهی
باشد که به دست مفلس افتد
ناگه گهری ز جایگاهی
گفتا که نه یوسفی بیابی
هر جا که طلب کنی ز چاهی
گفتم که بترس اگر خداوند
بخشید ترا جمال و جاهی
کز آتشِ اندرون بسوزم
خرمن گهِ آسمان به آهی
گفت ار همه آسمان بسوزی
بر من به جوی و جو به کاهی
گر اهلِ حقیقتی نزاری
ساکن بنشین به خانقاهی
یک رنگ شو از برایِ سالوس
گه سبز مپوش و گه سیاهی
مردان به غرض طمع نکردند
رو توبه کن از چنین گناهی
تسلیم کسی بباش و بر شو
از گوشه ی گلخنی به گاهی
چون کرد به راستی اقامت
بر محضرِ من چنین گواهی
غیرت به وجودِ من درافتاد
چون آتشِ تیز در گیاهی
گفتم به کسی نمای راهم
کو را به خدای هست راهی
مرموز به شیخ کرد اشارت
کالّا درِ او دگر پناهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی است از زیبایی و جذابیت یک دختر که شاعر در صبحی به او نگاه میکند. او به زیباییهای او اشاره میکند و میگوید که دلش در آشوب است و بیچاره شده است. شاعر به او میگوید که اگرچه زیباست، اما نباید به کسانی که در مقام پایینتری هستند، بیاعتنا باشد. او درباره خطراتی که زیبایی میتواند به همراه داشته باشد، هشدار میدهد و به زن میگوید که باید از تکبر و خودخواهی فاصله بگیرد. شاعر همچنین از او میخواهد که به حقیقت نگاه کند و از گناه خود توبه کند. در آخر، او به اهمیت صداقت و تسلیم در برابر خداوند اشاره میکند و میخواهد که به راه راست برگردد.
هوش مصنوعی: دیروز صبح، در برابر چشمانم سرو بلندی عبور کرد که مانند ماه درخشان بود.
هوش مصنوعی: زیبایی در چهره و گردن او دیده میشود و موهایش به زیبایی آراسته شده و روی سرش کلاهی دارد.
هوش مصنوعی: اگر دل کسی را به هم بریزی و او را به زحمت و عذاب بکشی، باعث میشوی که او به دشمنی و ستیز با تو برانگیخته شود.
هوش مصنوعی: گفتم که تو به بندگان و خادمان خودت از روی تکبر و بزرگمنشی نگاه نمیکنی.
هوش مصنوعی: میگوید که شاه کمتر به گدایان توجه میکند.
هوش مصنوعی: گفتم اگرچه در زیبایی تو خطایی وجود ندارد، اما حقیقت این است که...
هوش مصنوعی: امیدوارم که ناگهان جواهری از جایی به دست کسی بیفتد که به اندازه کافی ثروتمند نیست.
هوش مصنوعی: گفت که در هیچ جا نمیتوانی یوسف را پیدا کنی، هر جا که بخواهی او را از چاه بیرون بکش.
هوش مصنوعی: اگر خداوند به تو زیبایی و مقام عطا کرد، باید بترسی و احتیاط کنی.
هوش مصنوعی: از درون به شدت میسوزم، ولی میخواهم با یک آه، آسمان را به لرزه درآورم.
هوش مصنوعی: گفت اگر تمام آسمان را به آتش بکشی، برای من فقط مانند یک ذره کاه خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت هستی، ای نزار، بهتر است در مکانی آرام و معنوی سکونت کنی.
هوش مصنوعی: به یک شخصیت ثابت و یکسان تبدیل شو و در ظاهر هرگز دچار تغییر نشو؛ نه همیشه با لباس سبز درآیی و نه همیشه با لباس سیاه.
هوش مصنوعی: مردان بخاطر طمع به چیزی نزدیک نمیشوند، پس از این گونه گناهها توبه کن.
هوش مصنوعی: به کسی تسلیم و مطیع باش و از گوشهی تنگ و تاریک زندگیات بیرون بیا.
هوش مصنوعی: وقتی که او با صداقت در حضور من قرار گرفت، این گواهی را داد.
هوش مصنوعی: غیرت در وجود من شعلهور شده است، مانند آتش تندی که در میان گیاهان میافتی.
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که راه رسیدن به خدا را به من نشان بده، چرا که میخواهم به او برسم.
هوش مصنوعی: اشارهای به شیخ مرموزی است که دیگر در امان نخواهی بود و به او پناه نمیبری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از قسمت بندگی و شاهی
دولت تو دهی بهَر که خواهی
در عشق پدید شد سپاهی
در سایه چتر پادشاهی
هرگز نکنی به ما نگاهی
دادی ندهی به دادخواهی
تو برده به هر کرشمه جانی
ما سوخته عالمی به آهی
جز علّتِ دوستی ندارم
[...]
ای آنکه تمام هم چو ماهی
با زلف چو چتر پادشاهی
مردم ز برای نقش و زلفت
از دیده برون کشد سیاهی
گر خط سیاه خود ببینی
[...]
گفتیم خیال چون تو ماهی
بینیم بخواب گاهگاهی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.