زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که
از شبنم عشقِ او یک قطره و جیحون که
مجنون همه ی لیلی لیلی همه ی مجنون
این جا نه دویی باشد لیلی چه و مجنون که
چون موج برانگیزد چون اسب برون تازد
در معرض این و آن دریا چه و هامون که
دانم که نمیداند مفروغ ز مستأنف
گر معرفتی داری مافوق که مادون که
یک جوهرِ فرد آمد در عالم کثرت عشق
بر هم زدگان دانند افسرده که مجنون که
دیرینه حکایتها با اوست نزاری را
تا خود چه کند عرضه بر رایِ همایون که
خونِ رز و خونِ دل تا چند خوری هر دو
تا خود که برون آید از عهده ی این خون که
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وضعیت مجنون و لیلی صحبت میکند. شاعر میگوید که عشق، دیوانگی مجنون را شکل داده است و این عشق به عنوان یک اصل واحد، دیواری میان مجنون و لیلی نمیسازد. او به توصیف حالاتی میپردازد که در آن عشق و دیوانگی به هم آمیختهاند و میگوید که در این عالم مختلط، حقیقت عشق مشخص نیست. شاعر به تردید و بلاتکلیفی میان عشق و دیوانگی اشاره میکند و از تجارب و داستانهای قدیمی در این زمینه سخن میگوید. در نهایت، از فردی که باید از عهده احساسات و چالشهای عاشقانه برآید، یاد میکند و به این نکته میپردازد که عشق ممکن است درد و رنجی به همراه داشته باشد، اما در عین حال لازمه درک عمیقتر از عشق است.
هوش مصنوعی: قبل از این، مجنون دیوانهای بود، اما حالا با یک قطره از شبنم عشق او، مثل جیحون تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: مجنون تمام وجودش را به لیلی سپرده و لیلی نیز تمام جانش را به مجنون داده است. در اینجا جدایی و دوگانگی وجود ندارد، بلکه آنها یکی شدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی که موجها بلند میشوند و مانند اسبی به سرعت میدوند، در اینجا چه اهمیتی دارد که دریا یا دشت در معرض این تحولات قرار بگیرد؟
هوش مصنوعی: میدانم که او نمیداند چه چیزی بر او گذشته است. اگر درک و معرفتی داشته باشید، در مییابید که چه چیزهایی در مقایسه با آنچه بالاتر است و چه چیزهایی در مقایسه با آنچه پایینتر است وجود دارد.
هوش مصنوعی: در دنیای پرتکثر و پر از تنوع، یک جوهر و حقیقت واحد وجود دارد که عشق آن را به هم میپیوندد. افراد افسرده و ناراحت میدانند که مجنون، همان عاشق واقعی است.
هوش مصنوعی: داستانهای قدیمی و پرمعنا با او وجود دارد. نزاری باید ببیند که خودش چه تصمیمی میگیرد در مقابل نظر پادشاه.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی خونِ گل و دل را بخوری؟ هر دو این خونها از عهدهی خود فراتر میروند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.