گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

بر یادِ صبوحیانِ سر مست

خواهم سر و پایِ توبه بشکست

ما آدمی ایم و رختِ توبه

باری ست که بر خران توان بست

سرمایۀ پاک باز خمرست

نتوان به قمار شد تهی دست

تو از سرِ نام و ننگ برخیز

طوفانِ بلا و فتنه بنشست

ای خواجه دماغت آسمانی ست

بر مرکزِ دل محیط پیوست

گر بر شکنی زهر دو بینی

چون نقطۀ مرکز آسمان پست

این است مطوبّات اطباق

کس هم چون من این بیان نکرده ست

جور از متعصّبان بی داد

سهل است اگر قیامتی هست

مالک ز پس و صراط در پیش

عذرا ز میانه چون توان جست

کردی چو کمان نزاریا تیر

هفتاد فزوده گیر بر شست

از حال نصیبِ خویش بردار

وز پیش کفافِ نسیه بفرست

هش یار مرو به خاک زنهار

تا برخیزی ز خاک سر مست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: منبع نزاری
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.