یکی را دوست می دارم که چون من سد رهی دارد
ندانم تا ز حالِ من کم و بیش آگهی دارد
گرم سر می رود نتوانم از کویش گذر کردن
خداوندست و بر جان و دلم فرمان دهی دارد
خیالِ محض بین باری کزو وصلی طمع دارم
محال اندیش را سودا چنین بر ابلهی دارد
چو رشکِ آفتاب و غیرتِ سروست چون گویم
جمالِ آفتاب و قامتِ سروِ سهی دارد
که دیده ست آرزومندی چو من مظلوم کز هجران
درونی از شکایت پر ولی مغزی تُهی دارد
صبا گر فرصتی یابی بگو آرامِ جانم را
نزاری چشم بر راهت به امیّدِ بهی دارد
وگر باور نمی داری بیا بنگر به چشمِ خود
که از سودایِ شفتالوت رویِ چون بهی دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و محبت خود به یک معشوق صحبت میکند و احساساتی عمیق و درونی را بیان میکند. او به زیباییهای معشوقش میپردازد و میگوید که عشقش همچون آفتاب و محبتش به مانند قامت سرو است. شاعر از درد و رنج ناشی از دوری معشوق نیز میگوید و به حسرت و آرزوی وصال اشاره دارد. در نهایت، او از صبا میخواهد که پیامی برای معشوقش برساند و بر امیدش نسبت به دیدار او تأکید میکند. این احساسات تماماً نشاندهنده حالتی از شور و عشق عمیق است که در دل شاعر وجود دارد.
هوش مصنوعی: من کسی را دوست دارم که همچون من موانعی در مسیرش وجود دارد و نمیدانم تا چه حد از وضعیت من خبر دارد یا نه.
هوش مصنوعی: اگرچه در حالتی پرشور و شوق هستم، هرگز نمیتوانم از مسیر تو عبور کنم. تویی که بر جان و دل من سلطه داری و خدایی.
هوش مصنوعی: من خیال بیپایهای دارم که به وصالی میاندیشم که به دست نمیآید؛ این فکر نابخردانه فقط به ذهن آدمهای نادان میرسد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره دارد که همچون آفتاب و سرو، به شدت مورد توجه و حسادت دیگران است. شاعر میخواهد بگوید که این فرد دارای چهرهای زیبا و قامت راست و بلندی است که زیباییاش واقعاً حیرتانگیز است و به حدی هست که میتوان او را با زیباییهای طبیعی مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: کسی را که مثل من در آروزی عشق و متاسفانه بیگناه درونش پر از درد و شکایت باشد، دیدهای? اما در عین حال، مغز و فکرش خالی است.
هوش مصنوعی: ای نسیم اگر فرصتی پیدا کنی، به محبوبم بگو که نگذار دل آرامم چشم به راه تو بماند، زیرا امید من به دیدار توست.
هوش مصنوعی: اگر به قابل اعتماد بودن این گفتهها شک داری، به چشمان خود نگاه کن و ببین که چگونه او از آرزوی شفتالو، رنگ و رویی چون گل بهی پیدا کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
بلندانداز باشد، گرچه دست کوتهی دارد
زلیخا بست راه مصر را، اما نمی داند
به کنعان یوسف از هر تار پیراهن رهی دارد
اگر حسرت برد صید حرم از رشک، می شاید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.