گنجور

 
حکیم نزاری

عاقله‌ی عقل چیست مظلمه‌ی مرد و زن

هم نفسِ عشق باش بیش دگر دم مزن

یک سخن ار بشنوی با تو بگویم درست

گر دمِ ما می‌زنی بر شکن از خویشتن

آنچه تو گویی محال و آن چه تو بینی خیال

شرک نباشد روا در صفت ذوالمنن

سوزن و جیبِ مسیح هست مثال صحیح

نتوان معراج کرد با دل و جان و بدن

خضرِ رهم باز داد بر لبِ آبِ حیات

زنده‌ی عشقم کنون فارغم از جان و تن

طالبِ‌نوحِ نجی باش ز بهرِ نجات

هر چه به کشتی رسی باز به دریا فکن

هر چه بماند ز تو نام و نشان جزو و کلّ

صورِ انا الحق بدم نوبتِ وحدت بزن

گر به ثباتِ‌نخست داری عزمِ‌درست

دنیی و دین مرد وار هر دو به هم در فکن

پیشِ نزاری مزن لافِ رسیدن به دوست

تا نرسی نیستی محرمِ سرّ و علن

پیش مکن همچو قَز جهلِ طبیعی حجاب

هرزه مشو در کفن فضله به خود بر متن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

هر که صبوحی کند با دل خرم بود

با دو لب مشکبوی، با دو رخ حور عین

مشاهدهٔ ۱۴ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
سنایی

پیش پریشان مکن از پی آشوب من

زلف گره بر گره جعد شکن بر شکن

ای ز رخت برده نور فر کلاه سپهر

وی ز لبت برده آب رنگ عقیق یمن

از لب تو شرم داشت مایهٔ مل در قدح

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
عین‌القضات همدانی

برسر کویت بسی کشته و مرده ولی

کشته نیابد قصاص مرده نیابد کفن

محمد بن منور

قالواخراسان اخرجت رشأ

لیس له فی جماله

فقلت لاتنکروامحاسنه

فمطلع الشمس من

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه